يارو داشته رو تردميل عين اسب ميدويده يكي مياد بهش ميگه: ميخواي لاغر كني؟ ميگه : پ ن پ دارم واسه نقش آفريني تو سري جديد ميگ ميگ آماده ميشم
ياروباموتورزده بهم خوردم زمين سرم شکسته داره خون مياداومده ميگه سرت داره خون مياد؟ پ ن پ من خودنويسم جوهرم پس داده!...
يارو زده روح الله داداشى روکشته...حالا گرفتنش...ميگن حالاچى ميشه.اعدامش ميکنن ميگم پ ن پميره مرحله ى بعدبايدمحراب فاطمي رو بکشه
ياروميره رستوران صداي گارسون ميزنه! گارسون مياد ميگه اقا ميخوايد سفارش غذابديد؟ميگه پ ن پ اومدم ببينم از کارت راضي هستي يانه!
يخچال سايدمون خراب شده زنگ زدم نمايندگي...يارو اومده،زنگ در رو زده ميگه:ازنمايندگي اومدم.. بهش ميگم:واحد8 هستيم ميگه:بيام بالا!!!؟ ميگم:پ نه پ...همون پايين بمون..خودم4طبقه يخچال روميزنم رو كولم ميارم پايين كه به پاهاي نازنينت فشارنياد
يكي داشته ماهي ميگرفته دوسش ميگه داري ماهي ميگري ميگه:پــ نــ پــ دارم پشتك ميزنم
يه روز با جعبه خيلي بزرگ رفتم اداره پُست ، جعبه رو گذاشتم رو ترازو کارمنده اومده ميگه مي خواي پُست کنُي ؟! گفتم : پَ نه پَ اومدم وزنش کنم ببينم اگه اضافه وزن داره شبها بهش شام ندم !
يه لباس پشت ويترين مغازه ديدم، به دوستم ميگم اين رنگش به من مياد، ميگه مي خواي بخري؟ پ ن پ مي خوام برم از مغازه دار تشكر كنم كه لباسهاي مغازش مطابق سليقه منه!
يه ماجرايي رو با جزييات و هيجان واسه رفيقم تعريف ميکردم بعد از اينکه تموم شد يه ژستي گرفت و پرسيد: حالا اينا که گفتي راست بود؟ منم يه ژستي مثل خودش گرفتم و گفتم: پـَ نه پـَ مسابقه گاف بندي بود که من اول شدم توش ....
يه يارو لبه پشت بوم يه ساختمون 12 طبقه واستاده بود و ميخاست خودشو بندازه پايين. بهش ميگن ميخاي خود كشي كني؟ ميگه: پــ نــ پــ اومدم ماشينمو پارك كنم
يه گوسفند خريده بوديم بسته بوديمش به درخت که قربونيش کنيم دختر خالم اومده ميگه آخــــــي ميخوان اين طفلي رو بکشن؟ پـَـَـ نــه پـَـَــــ کار بد کرده بستيمش به درخت درس عبرتي باشه واسه بقيه ي گوسفندا
يک نفر با سرعت داشت تو بزرگ راه مي رفت يکي اومد گفت داري با سرعت ميري گفت:پ ن پ دارم برات بندري مي رقصم گفتش:د ن د پليس بزرگ راه ، بزن کنار !
يکي از دوستام داره از دربند به سمت تجريش ميرم باکوله پشتي .دختره اونو ديده ميگه:شما کوهنورديد؟! دوستم ميگه پـَـــ نــه پـَـــ کارم باربريه.بار خورد سمت کوه .الانم دارم برميگردم!
يکي از مريدان مشغول صرف غذا بود که شيخ از او پرسيد آيا غذا ميخوري؟ مريد گفت بله. شيخ پرسيد آيا گرسنه اي؟ مريد گفت بله. شيخ پرسيد آيا پس از صرف غذا سير خواهي شد؟ مريد گفت بله. شيخ شمشير برکشيد و مريد را به دو نيم کرد. سپس فرمود به خدا قسم از ما نيست کسي که اينهمه فرصت "پَ نه پَ" را ازدست دهد..
يکي سر چهار راه محلمون خفتم کرده داره جيبم رو ميگرده ،رفيقم رد شده ميگه خفتت کردن ؟ ميگم پـَـــ نــه پـَـــ پولم رو يادم نمي ياد کجا گذاشتم داره کمکم مي کنه پيداش کنم
يکي زنگ زده ميگه شما فرشادين ميگم نه ميگه پس اشتباه گرفتم؟ پــ نــ پـــ من فرشادم صداي تورو شنيدم الزايمرگرفتم يادم نيست !!!
پارتی بودیم … ملت اون وسط داشتن دستارو تکون میدادن و میرقصیدن … رفیقم میگه دارن میرقصن!؟ پـَـــ نــه پـَـــ اینجا گیر افتادن! دارن برای هلیکوپتر امداد دست تکون میدن تا نجاتشون بد
پارچ آب ازدستم افتاده شکسته، مامانم ميگه: بازهم چيزي شکستي؟ ميگم په نه په الستون و ولستون قلب منو شکستن!!!!
پام گرفت به سنگ افتادم تو چاله صورتم گلي شد رفيقم ميگه گلي شدي ميگم پ ن پ سرمو فرو کردم توي کاکايوي داغ ، بشم بستني عروسکي بدم داداش کوچولوت منو بخوره!!!!!
پسر داييم رفته بود سوپري محلشون كشك بخره مغازه شلوغ بود . از پشت همه بلند ميگه آقا كشك دارين؟! يارو ميگه: كيلويي؟؟ جواب مياد پــ نــ پــ متري!!! جمعيت ميزنن زير خنده فروشنده هم گفته بود برو بيرون اگه باباتو نميشناختم با لگد مينداختمت بيرون
- 1
- 2
- ...
- 49(current)
- ...
- 59
- 60