رفتم پيش صاف کار ماشين. يه نگاه به ماشين کرد ميگه تصادف کردي؟ گفتم پ ن پ از جلو بندي تکراري خسته شدم گفتم براي تنوع با چکش بکوبم توش همه جاش جديد بشه
رفتم پيش مامان بزرگم ميگم خسته نباشى ننه دارى بافتنى ميبافى؟ ميگه پَــ نَ پَـــ دارم سبزه گره ميزنم بختم باز شه يکى بياد بگيرتم!!!
رفتم چت تو پروفایلم نوشتم 31 ساله متاهل...کامنت گذاشته شما واقعا 31سالتونه و متاهلید؟؟؟؟؟؟....گفتم په نه په اینا رو.گذاشتم کسی شک نکنه از سربازی معاف شم...
رفتم کفاشي ميگم: آقا واکس داريد؟ ميگه: واسه کفشت ميخواي؟ ميگم: پـَـــ نــه پـَـــ ميخوام باهاش پوستم رو استتار کنم برم سومالي ببينم واقعا قحطيه يا خالي بنديه!
رفتم کلاس زبان میگه میخوای انگلیسی صحبت کنی ؟ گفتم : پَ نَ پَ اومدم زبون پشه هارو یاد بگیرم ، آخه یکیشون هرشب میاد زیر گوشم درد و دل میکنه
رفتم گل فروشی گفتم آقا این گل طبیعیه؟ یه دختر بچه ۵ ساله ای اونجا بود گفت پ ن پ سزارینه! به جون خودم من تا ۱۲ سالگی فکر میکردم بچه ها رو لک لک ها از آسمون میارن.
رفته بوديم مکه يه پير مرد که کاروانه ما بود مثلا ميخواست سر صحبت باز کنه مخمون به کار بگيره ازم پرسيد پسرم واسه زيارت خدا اومدي؟... گفتم پَــ نَ پَـــ ...اومدم کارايه انتقاليه امام رضارو رديف کنم بياد اينجا
رفته بوديم کوه با دوستام. تويه مسير يه ايست بازرسي مارو نگه داشت. رفتم گفتم چي شده؟ گفت:گواهينامه. رفتم آوردم .داره کارتمو نگا ميکنه گفت:مال خودته؟ گفتم پ ن پ مال پدربزرگته ازش دزديدم!!!!!!!!
رفته بودیم سر ساختمون عموم ببینیم اوضاع چطور پیش میره ( مثلا من مهندسم!!!) کارگره اومده می پرسه: شما مهندسین ؟ میگم : پ ن پ از ساختمون خوشم اومده اومدم باهاش یه عکس دو نفره بندازم!
رفتيم با همسرم يخچال بخريم فروشنده بعد از كلي تعريف از يخچال كه حساس به سرما و گرما و ... به ما فروختو گفت بگم وانت بياد ببره ? ميگم پ ن پ بگو بي ام و بدون سقف بيارن يوقت يخچال پشت وانت احساس گوسفندي نكنه
رفتيم بقالي محل يه ماست ورداشتيم .به يارو ميگم آقا تاريخش گذشته.ميگه .چي؟تاريخ ماست؟ ميگم پ نــه پ تاريخ واكسن 5 ساليگيم گذشته الان يادم افتاد
رفتيم تو اتوبان ، ترافيك زيادي بود . دوستم ميگه ميلاد ترافيكه ؟ پَ نه پَ واسه اينكه احساسه غريبي بهمون دست نده ماشينا چسبيدن به ما !!
رفتيم جنګل كنار رودخونه چادر زديم. يه درخت از ريشه كنده شده بود و افتاده بود تو آب. دوستم ميګه درخته كنده شده. ګفتم پ ن پ ګرمش شده پاهاشو ګذاشته تو آب خنك بشه.
رفتيم خواستگاري، باباي دختره منو نشون ميده از بابام ميپرسه آقاپسرتون ايشونن؟ پ نه پ من طوطي خونگيشونم، كت شلوار تنم كردم دلقك بازي در بيارم مجلسو گرم كنم!
رفتيم دريا يه بنده خدايي شنا بلدنبود داشت غرق ميشدو دست وپا ميزد.بابام بدوبدو ازچادر اومده بيرون ميگه چيه داره غرق ميشه؟؟؟ گفتم پ ن پ داره دلقک بازي در مياره مارو بخندونه!!!
رفتيم رستوران گارسون اومده ميگه:منو بيارم خدمتتون؟؟؟ پ نه پ... علم غيب دارم خودم حدس ميزنم و سفارش ميدم...
رفتيم سر خاک يکي از فاميلامون ساکت نشستيم پسر خاله ام ميگه ساکتي! پ نه پ بلند شم برات سيا نرمه نرمه رو بخونم!
رفتيم يكي از امام زاده هاي اطراف شهرمون. تو امامزاره آش ميدادن ما هم گرفتيم جاتون خالي خورديمو.من رفتم زرفاشو بشورم.داشتم ميشستم يهو يكي با يه قابلمه تو دستش اومد كنارم وايساد. گفت:آب مياد؟ من :-| سرم داشت سوت ميكشيد. سنش بالا بود نگفتم پ ن پ. .گفتم خوب داره مياد ديگه. حالا از اون روز اين سوال تو ذهنمه كه چي شد كه اون سوال رو پرسيد!!!
رفتيم کوه ... دارم چوب جمع ميکنم ...ميگه مي خواي با چوبا آتيش درست کني؟پَ نه پَ،پشت درياها شهريست قايقي خواهم ساخت ...
رفتیم با رفیقم از استاد نمره بگیریم ... من: استاد تورو خدا بدید دیگه !!!... استاد: چی ؟ نمره ؟ من: پ ن پ ..! ツ استاد: پس تا من هستم بی خیال پاس کردن این درس باش !!!... من: :\'(
- 1
- 2
- ...
- 40(current)
- ...
- 59
- 60