پ ن پ

پ ن پ

تو اتوبان گشت نامحسوس یه ماشینو گرفته بود. راننده ماشینه به پلیسه میگه می خوای جریمم کنی؟ پلیسه میگه: پ ن پ با دوتا همکارام می خواستیم منچ بازی کنیم یه یار کم داشتیم گفتیم مزاحم شما بشیم

تو اتوبوس بين شهري نشسته بودم صندلي کناريم خالي بود راننده سيبيل کلفت اومد و ازم پرسيد،داداش اينجا خاليه... گفتم پ نه پ دوستم اينجا بود شما رو ديد فرار کرد!!!

تو اداره پشت میز کارم نشستم،ارباب رجوع اومده میگه کارمند اینجایین؟گفتم پ نه پ رئیس سازمان هوا فضای ناسام اومدم فقط کار تورو راه بندازم!

تو اوتوبوس بودیم ساعت 3 صبح دوستم یه عطسه کرد کل اوتوبوس بر گست مارو نیگا گرد یه پیرمرده داد زد اای باباااااااااا دوستم گفت با من بود؟ پ ن پ ساعت 3 صبح دلش واسه باباش تنگ شده شما راحت باش بزن عطسه بعدیو

تو ايستگاه اتوبوس منتظر اتوبوس بودم يارو مياد ميگه : اينجا ايستگاه اتوبوسه ؟ پ ن پ باند فرودگاهه منتظرم هوا پيما فرود بياد پرواز كنم !

تو باشگاه داشتم طناب میزدم یک دفعه طناب به کفشم گیر کرد افتادم. مربی اومده بهم میگه افتادی؟ منم درجا مثل این ندیده ها گفتم پـَـ نـَـ پـَـ واسه یک لحظه یادم رفت که نیروی جاذبه هم وجود داره.

تو باغ وحش یه مار پیتون دیده میگه این مار؟ میگم پ ن پ نخ دندون رستم که سیمرغ با قدرت جادویی بهش جون داده.

تو بانک بودم نوبتم شد رفتم جلو باجه ۷ ،خانمه تقریبا دیگه منو میشناسه انقـــد رفتم بانکگفت:لطفا” شمارتونو بدید…گفتم:شماره نوبتــمو؟گفت:پـَـَـ نــه پـَـَــــ شماره موبایلتـو! فقط بگما من تک می زنم تو زنگ بزن! .

تو بانک واسه يه پيرزنه فيش پر ميکنم ، ميگم شماره تلفن؟ ميگه واسه فيش ميخواي؟ ميگم پ ن پ ميخوام شبا زنگ بزنم تلفني حرف بزنيم .

تو بهشت زهرا دنبال قبر يکي مي گشتيم. يه ادم خوشحال اومده داره با ما رو سنگ قبرا رو مي خونه. بعد ميگه دنبال قبر کسي مي گردين؟ پ نه پ دستيار عزرائيلم اومدم ببينم کسي زود تر از موقع نمرده باشه!

تو بيمارستان بغل تخت بابا بزرگم رو صندلي خوابم برده پرستاره امده ميگه اقا اقا شما همراهشي? ميگم پ نه په عزراييلم امدم جونش بگيرم خسته بودم يه لحظه چشمام رفت رو هم خوابم برد مرسي بيدارم کردي!!

تو تاکسی نشستم ... میگم آقا پیاده میشم ... میگه نگه دارم ؟ پَ نه پَ چه کاریه ! ... خودمو پرت میکنم بیرون ... دیگه بالاخره شمام خسته شدی از صبح پشت فرمون

تو تاکسی نشسته بودیم که یهویی تگرگ گرفت راننده گفت: تگرگه؟ گفتم: پ ن پ! لشگر ابابیلن اومدن سلاح جدیدشونو آزمایش کنن!!!

تو توالت بودم و تو حال خودم … يک هو يکي محکم زد به در … گفتم بله … ؟ ديدم داداشمه ميگه اه تو اونجايي !؟!؟! گفتم پـَـ نـَـ پـَـ اين صداي منشي توالته … لطفا بعد از شنيدن بوق بفرمايين داخل !

تو حموم داشتم آواز ميخوندم كه بابام يهو درو باز كرد و جيغ كشيدم . درو بست و گفت اى واى تو حمومى؟ گفتم پ ن پ تو لندنم اكنون صداى منو از راديو آمريکا ميشنويد

تو حیاط آتیش روشن کردم.داداشم میگه:میخوای کباب درست کنی؟ میگم:پـَ نـَ پـَ دارم با سرخپوستا تبادل اطلاعات میکنم.

تو حیاط دارم موتور تمیز میکنم،به مامانم میگم یه دستمال بده میگه می خوای موتورو تمیز کنی؟ پ ن پ میخوام برم تو کوچه واسه مردم کردی برقصم دلاشون واشه

تو حیاط دانشگاه تو انگلیس دارم با دوستم فارسی حرف میزنم ، یارو اومده میگه خانوم شما ایرانی هستین؟ نــه پـَـَــــ انگلیسی هستیم فارسی یاد گرفتیم بتونیم شماعی زاده گوش بدیم!!

تو خرمشهر به مشتریم میگم کارت چیه؟ میگه:کشاورزی میگم چی میکارید؟ میگه:هر چی شد میگم:کارتون کجاست؟ میگه:10کیلومتری میگم:10کیلومتری خرمشهر؟ میگه پ ن پ10کیلومتری سانفرانسیسکو اومدم جنس بخرم پروازدارم بایدبرگردم!!!

تو خواستگاري بابام در گوشم ميگه واسه مهريه هم حرف بزنيم؟ پـَـــ نــه پـَـــ چيزي نگيم شايد يادشون بره واسمون مجاني در بياد!