مجموعه‌ای از جک‌های «فک و فامیله داریم» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

یه دخترخاله دارم امسال تازه9سالش میشه! اومده بودن خونمون، اومدم برم تو اتاقم دیدم داره موهاشو میبنده! آقا تا منو دید؛ »»»جیـــــــــــــغ بــــنـــفـش««« میگه؛ امیـــر چرا اینجوری میای تو؟؟ قایم شد پشتٍ تخت! من؛ چته؟؟ مگه دراکولا دیدی؟؟ اومدی تو اتاقم شاکیــم میشی؟؟؟ آقا زد زیـــرٍ گـــریه میگه؛ من به سنٍ تکـلیـف رسـیدم! من؛ یه نیگا اشکال نداره، بیا من رفتم!! ناجور گریه میکرد!! خالم اومده میگه؛چی شده؟؟ دخترخالم؛ امیـــر موهامو دید!! خالم؛ اشکال نداره عــزیـــزم ، امیــــر مثٍ داداشته!! دخترخالم؛نخیــــرم من میخام خانومش شم!! من؛ خو خانومم شی محرمتم، موهاتم دیدم که دیدم! دختــرخالم؛ نخیــــرم من میخام سوپـــرایزت کنم! من:)) خاله ی طفلکم:)) عروس خانوم:)) حالا بماند چه دلبـــــری میکنه جلو من!! دخترخاله به سنٍ تکلیف رسیدس داریــــم؟؟؟
یه عروس داریم خیلی تنبله ! یه روز مامانم و خواهرم خواستن با زبون بی زبونی به این حالی کنن ظرفارو بشوره. نشستن فــک کردن تصمیم گرفتن تعارف الکی بکنن شاید این حالیش شد و این حرفا...مامانم : نه اصلا نمیذارم دخترم تو بشوری بیا اینور من میشورم زحمتت میشه :)آبجیم: نه مامان شما مریضی برین استراحت کنین من میشورم یعنی 10 دقیقه بکــِش بکــِش بود تو آشپزخونه که یهو عروسمون اومد گفت: "دعوا نکنین یکیتون الان بشوره یکیتون هم شام میشوره
یه چندوقتی بوداحساس کمبودمحبت کرده بودم خواستم خودم وبرای پدرومادرم لوس کنم بتادین برداشتم زدم به لب ولوچه ام رفتم پیش مامانه میگم دارم خون بالامیارم مامانه هم باکمال خونسردی میزنه توسرم میگه انقدرمیشنی پای اینترنت!!!!! باباهه که بیخیال داشت تلویزیون نگاه میکرد داداش کوچیکمم باخوشحالی هی میگه آخ جون آبجی داره میمیله "اتاقش مال من میشه!!!!!؟؟؟
یکی از درسای رشته ی من "هنر و ادب" اسمشه!! مامانم میگه:فردا چه امتحانی داری؟ من:هنر و ادب.. مامانم:خب..فکر نکنم ازش نمره ای هم بیاری!!! من اولش فکر کردم بخاطر اینکه درس نخوندم داره اینجوری میگه واسه همین قیافه جدی گرفتم و بش گفتم: کی گفته؟! چرا نمیارم؟ مامانم:آخه تو که نه هنر داری نه ادب میخوای با چه امیدی بری امتحان بدی!!!!!!؟ من:| من:-o من:-/ بازم منo_O