یکی از فانتزایم اینه که: اسم بابا رو بنویسم واسه کنکور بعدش هی بهش بگم”درس بخون!!”
به بهشت نمی روم، اگر اینترنت در آنجا وجود نداشته باشد...
به سلامتى: آس دل، که تا افتاد دست ما، حکم شد خشت و با ٢ بریدنش!
بچه که بودم همیشه دوتا در قابلمه برمیداشتم مثل سنج میکوبیدمشون رو هم!!! شمام این جوری بودین یا فقط من اینطوری بودم؟!
حتی لوک "خوش شانس" هم همیشه آخرش، تنهایی سمت غروب می رفت. با اینکه لوک بود، با اینکه خوش شانس بود! ما که دیگه...!
حس پرنده ای رو دارم که از قفس آزاد شده اما پرواز از یادش رفته!
خدایا :عاشقان را غم مده شکرانه اش با من...
خدایا تصمیم با خودته ولی بهتر نبود پشه جای خون چربی های اضافه مونو می خورد؟!
دوسدارم دوسپسرم بمیره بعدمن تریپ مشکی بزنم، عینک دودی بزنم برم سرخاکش، همه بگن خدابیامرز عجب جیگری تورکرده بود! حیف... :- ( دخترا موج مکزیکی
دیدی بعضی ها چه با کلاس گریه می کنن، من همیشه فانتزیم این بوده موقع گریه کردن قیافم شبیه میمون های عقب افتاده نشه.
زندگی فرصت کوتاهیست برای دوست پیدا کردن، دوست داشتن، و عاشق شدن. آن را با تنفر از انسان های ناسازگار تلف نکن.
عاشقی را شرط اول ناله و فریاد نیس/تا کسی از جان شیرین نگذرد فرهاد نیست/عاشقی مقدور هر عیاش نیست/غم کشیدن صنعت نقاش نیست
عاقا من یکی از فانتزیام اینه ک اون تیکه رانی هلو رو ک درنمیادو بندازمش دور وااااااااای ینی میتونم عایا???
عقا یکی از فانتزیام اینه که یه زامبی از نزدیک ببینم بعد با کله برم تو صورتش بعد با چاقو شکمشو سفره کنم!!! دیوونه هم خودتی فانتزیمه!!!
فانتزی جدیدم اینه که تو مهمونی فامیلی جلو دخترای فامیل یه کفش ۳۰ سانتی بپوشم بدون تلو تلو خوردن راه برم
فانتزیم اینه این روزا برم سرجلسه امتحان معلم بگه همتون بیستین.. فقط میخاستم درسو یه دور دوره کرده باشین! امتحانو بیخیال
من فانتزی زیاد دارم، ولی یکی از فانتزی هام اینه که وقتی زن گرفتم بعد شب عروسی ۲پاشو بکنه تو یه کفش و بگه باید یه زن دیگه بگیری!!!
میگویند باران یعنی نقطه چین تا خدا! تا امتدتد نقطه چین ها برایم عزیزی....
همیشه از بچگی یکی از فانتزیام این بود ک وقتی اتاقم تمیزه مهمون سرزده بیاد
هیچ کس مجبور نیست انسان بزرگی باشد. تنها، انسان بودن کافی است