مجموعه‌ای از جک‌های «ضد حال به دخترا» برای نوجوانان؛ روی هر مورد بزن تا صفحهٔ اختصاصی‌اش را ببینی.

زنها مثل اتو هستند هم مصرفشان بالا است هم زود داغ مي كنند البته بدون بخارشان هم بدرد نمي‌خورد. زنها مثل پياز هستند ظاهر سفيد و ظريفي دارند اما باطنشان اشك آدم رو در مي‌آورد. زنها مثل سكوت هستند با كوچكترين حرفي ميشكنند. زنها مثل چراغ راهنمايي هستند هر چقدر هم با آنها حرف بزني باز هم مرتب رنگ عوض مي كنند. زنها مثل الكل هستند دير بجنبي همه شان مي پرند. زنها مثل عينك دودي هستند با هر دو دنيا را تيره و تار مي بيني. زنها مثل ظرف سفالي هستند بدون رنگ و لعاب جلوه اي ندارند. زنها مثل كامپيوتر هستند يك بار خودش را ميگيري و يك عمر لوازم جانبي آنرا. زنها مثل كيك خامه اي هستند با نگاه اول آب از لب و لوچه آدم آويزان مي شود اما كمي بعد دل آدم را ميزند. زنها مثل زير شلواري هستند مردا با هيچكدامشان جرأت نمي كنند به بازار بروند. زنها مثل بچه ها هستند تا وقتي كه ساكتند خوبند زنها مثل توپ هستند تا لگدشان نزني تكون خورند. زنها مثل لاستيك سواري هستند كمتر از چهارتا بيفايده است.
سلام و احوال پرسی مردان و زنان در خیابان: مردان:سلااااام آقا مهدی ، به علیک سلام ممد آقا،چاکرم. زنان :سلام شهناز خانوم. حال شما خوبه؟خانواده خوبن؟بچه هات همه خوبن؟پسرت کی انشاالله عروسیشه؟راستی دخترت زایمان کرد؟ شنیدم نوه بزرگت دانشگاه قبول شده!! تا یادم نرفته شما که عازم کربلا هستید برای ما هم دعا کنید، یادتون نره و...... واااااااااااای بابا بی خیال.... تازه نوبت به دومی نرسیده که جواب بده!!!!!!
سير تكاملي زن از 1230 تا1400 سال 1230 : مرد : دختره خير نديده من تا نكشمت راحت نميشم‌. !!! زن : آقا حالا يه غلطي كرد شما ببخشيد !!! نا محرم كه خونمون نبود . حالا اين بنده خدا يه بار بلند خنديده‌!!! مرد: بلند خنديده ؟ اين اگه الان جلوشو نگيرم لابد پس فردا مي خواد بره بقالي ماست بخره. !!! نخير نمي شه بايد بكشمش‌ !!! ‌ بالاخره با صحبتهاي زن ، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو ميبخشه‌ سال 1280 : مرد: واسه من مي خواي بري درس بخوني ؟ مي كشمت تا برات درس عبرت بشه. يه بار كه مردي ديگه جرات نمي كني از اين حرفا بزني !!! تو غلط مي كني !!! تقصير من بود كه گذاشتم اين ضعيفه بهت قرآن خوندن ياد بده. حالا واسه من ميخاي درس بخوني؟؟؟ زن: آقا ، آروم باشين. يه وقت قلبتون خداي نكرده مي گيره ها ! شكر خورد. !!! ديگه از اين مارك شكر نمي خوره. قول ميده‌ مرد (دختر با نعره حمله مي كنه طرف دخترش ): من بايد بكشمت. تا نكشمت آروم نمي شم. خودت بياي خودتو تسليم كني بدون درد مي كشمت‌ !!! ‌ بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو ميبخشه ‌ سال 1330 : مرد: چي؟ دانشسرا ؟؟ (همون دانشگاه خودمون) حالا مي خواي بري دانشسرا؟ مي خواي سر منو زير ننگ بوكوني؟ فاسد شدي برا من؟؟ شيكمتو سورفه (سفره) مي كونم‌ زن: آقا، ترو خدا خودتونو كنترل كنين. خدا نكرده يه وخ (وقت) سكته مي كنين آ‌ مرد: چي مي گي ززززززن؟؟ من اگه اينو امشب نكوشم (نكشم) ديگه فردا نمي تونم جلوي اين فسادو بيگيرم . يه دانشسرايي نشونت بدم كه خودت كيف كني‌ ‌ بالاخره با صحبتهاي زن، مرد خونه از خر شيطون پياده مي شه و دختر گناهكارشو ميبخشه ‌ سال1380 : مرد: كجا ؟ مي خواي با تكپوش (از اين مانتو خيلي آستين كوتاها كه نيم مترم پارچه نبردن و وقتي مي پوشيشون مثه جليقه نجات پستي بلندي پيدا مي كنن) و شلوارك (از اين شلوار خيلي برموداها) بري بيرون؟ مي كشمت. من‌ تو رو‌ مي كشم‌ زن: اي آقا. خودتو ناراحت نكن بابا. الان ديگه همه همينطورين (شما بخونيد اكثرا). مرد: من‌ اينطوري نيستم. دختر لااقل يه كم اون شلوارو پائين تر بكش كه تا زانوتو بپوشونه. نه‌ نه‌ نمي خواد. بدتر شد. همون بالا ببنديش بهتره‌ !!! (لطفا بد برداشت نكنيد !!! ) سال 1400 : زن: دخترم. حالا بابات يه غلطي كرد. تو اعصاب خودتو خراب نكن. لاك ناخنت مي پره. آروم باش عزيزم. رنگ موهات يه وقت كدر مي شه آ مامي. باباتم. قول مي ده ديگه از اين حرفا نزنه‌ بالاخره با صحبتهاي زن، دخترخونه از خر شيطون پياده مي شه و باباي گناهكارشو ميبخشه