اگه قرار باشه فردا فرتی بمیرم. باید خنگ باشم دنیارو جدی بگیرم
اگه وجود خدا باورت بشه خدا هم یه نقطه میذاره زیرش و یاورت میشه
اگه گفتین بدترین حالت چیه؟ معلومه دیگه وقتی یه سوالی رو نخونی و صاف بیاد تو امتحان...
ای کاش میشد زمان رو نگه دارن. این روزها خیلی زمان زود میگذره.
ای کسانیکه ماشین تان را جلو گاراژ و درب مردم پارک میکنید آیا شما همان کسانی هستید شبها جلو دستشویی می خوابید؟؟
این روزا اگه کسی تو خیابون الکی هم بهت سلام داد احساس خطر کن. آخه مردم گرگ شدن و سلام گرگ هم بی طمع نیست
این روزا هرکس و میبینی میگی چه خبر میگه امتحان دارم... بدبختی دانشجوم نشدیم یه خورده به خودمون استرس وارد کنیم. چه حس غریبی دارم......
این روزها حس میکنم چقدر شبیه سکوتم... با کوچکترین حرفی میشکنم...
اینبار "اعتراف" نمیکنم "افتخار" میکنم به داشتن فرشته بنام مادر...
اینجا تمام انگشتان بر روی لبها علامت سکوت گرفته اند! سخن نگویم بهتر است گوش ها به یقین روزه گرفته اند.
اینجانب اعتراف میکنم، محلمون یه آژانس داشت اسمش ولیعصر بود. بچه که بودم فک میکردم فقط عصرا ماشین داره و سرویس میده!!
اینده کتابی است که امروز مینویسی چیزی بنویس که در اینده از خواندن ان لذت ببری.
با این شدت و سرعتی که وقتی اس ام اس میاد، میپرم رو گوشی! اگه موقع اذان می رفتم سروقت نماز، الآن جزو بندگان شایسته خدا بودم
با بابام رفتىم پىش دوستش بعد از سلام و احوال پرسى خىلى از من خوشش اومده بود گفت خىلى آقاىى گفتم ما بىشتر خلاصه اون جا رو خودتون تصور کنىد دىگه
بابا پ این نیمه گمشده ما کجاست!!! مردیم بس احساساتمووون رو قورت دادیم!
بابام گفت عشق کشکه! منم گفتم زندگی هم آشه! آشه بدون کشک مگه میشه؟
باختن یعنی :یه عمر تلاش کنی "شاه" بشی بعد بفهمی "بی بی دلت "عاشق سربازه...!
بیشتر ما رانندگی از باباهامون یاد گرفتیم پس چرا باباهامون از نظر ما رانندگی بلد نیستن...؟؟؟
تا حالا شده از شدت غم و غصه الکی بگی یه جاییم درد می کنه و اشک بریزی من این اتفاق بار ها برام افتاده
تا چند وقت پیش دنده پنج نگاه میکردم میرفتم با دوچرخه خیابون لایی میکشیدم. اینجور ادمی هستم من:)
- 1
- 2
- ...
- 9(current)
- ...
- 46
- 47