نمکیات

نمکیات

تصمیم گرفته ام آدم باشم دیگر ، یک بار حوا شدم برای هفت پشتم بس بود …

تقصیر تو نیست، مقصر معلم دستور زبان فارسی بود به من نگفت که من با هر تویی ما نمیشود

تنهایی فقط تنبیهی است برای روزهای دوست داشتن او !

تو سراپا ادعایی عزیزم … انکار نکن عشقت را چشیدم طعم کشک میدهد

تویی که فکر میکنی خیلی خاصی : نبودنت هم مثله بودنت عادت میشه ؛ شک نکن !!!

جاروبرقی با اینکه میدونه زباله راه نفسشو میبنده بازم هورتش میکشه جاروبرقیتیم آشغال

جدیدا اسم خیانت شده یه اشتباه که باید ببخشی و فراموش کنی وگرنه محکوم میشی به کینه ای بودن !

حرفای بعضی آدمارو باید قلب گرفت ، بس که حرفاشون عکس از آب درمیاد …

حس خوب داشتن حال خوب داشتن روز خوب داشتن نعمتیست که رفتنت به من هدیه کرد !

خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد رویِ گَرد و خـــاک تَنـــَم یــادگــاری.نــوشت بنویس و برو

خوب که با خودم فکر میکنم میبینم اینهمه نبودنت اینهمه نداشتنت خیلی هم تقصیر تو نیست ! من قانون بازی را بلد نبودم …

خودت رو صد در صد خرج کسی نکن که فقط تا ده بلده بشماره

خیلی وقتها خیلی دیر آدمهای اطرافت را میشناسی … آونوقت تازه یاد میگیری به خیلی ها بگویی “لطفا جلوتر نیا”

دخترها مثل بلوتوث هستند تا وقتی کنارشون هستی بهت متصل اند پسرها مثل وای فای هستند ممکنه پیش شما باشن اما همزمان به ده نفر دیگه نیز وصل اند

در بیمارستان ها تنها ما هوایتان را خواهیم داشت (امضا : یک کپسول اکسیژن)

سلامتی کسایی که به پای هم پیر شدن ولی از هم سیر نشدن

سلامتیه اونایی که ترجیح میدن یک حقیقت نابودشون کنه تا اینکه یک دروغ الکی آرومشون کنه

سگها با یه دست نوازش تا آخر عمر وفادارِ آدم میمونن ولی بعضی آدم ها دنیایی محبت بهشون می کنی آخرشم دستت رو گاز می گیرن

سیفون برای من حکم نوشابه کنار غذا را دارد (امضا : چاه دستشویی)

شاعری فرموده است مزن زن را ولی چون بر ستیزد !چنانش زن که هرگز بر نخیزد