نمکیات

نمکیات

بعضی از آدمها همونقدر که آرزوی قشنگی ان ؛ واقعیت وحشتناکیم هستند

به سلامتی دیگ که خودشو سیاه میکنه تا مردمو سیر کنه نه اون کسی که مردمو سیاه میکنه تا خودشو سیر کنه …

به سلامتی سیگار که رفیق نیمه راه نبود و تا آخرش با ما سوخت و ساخت

به سلامتی عاشق و معشوقی که تا آخر عمر شونه به شونه هم میمونن،حتی اگه از آسمان بارون غم بباره

به سلامتی عشق های قدیمی : با اینکه خاک خوردن تو طاقچه دلمون ولی فراموش نشدن !

به سلامتی غروب جمعه که حالتو میگیره اما تنهات نمیزاره

به سلامتی مادر که اگه یه تک سرفه بزنیم میشن پرستارٍ بخشِ مراقبتهای ویژه !

به سلامتی مرام که امروز تازه معنیش رو فهمیدم

به سلامتی معرفت برگ های پاییزی که کمرشون زیر کفشامون میشکنه ولی زیر پامونو خالی نمی کنن …

به سلامتی میخی که هرچی تو سرش زدن خم نشد

به سلامتی همه اونایی که نه جایی واسه موندن دارن نه پایی واسه رفتن !

به سلامتی پدر بزرگـا که یه بار هم خوجگل ، جوجو ، عسیسم نگفتن ولی با زنشون ۵۰ سال عاشقـــانه زندگـــی کردن

به سلامتی پدری که طعم پدر داشتن رو نچشید اما واسه خیلی ها پدری کرد

به سلامتی کاج که تو اوج یخ بندون زمستون ذات سبزش رو نشون میده ، وگرنه تو تابستون که هر علف هرزی ادعای سبزی داره

به سلامتی کسی که اگه همه باشن و اون نباشه انگاری هیچکس نیست

به سلامتی گاو چون نه گفت من و گفت ما

به سلامتی ۳ یار : غــــــــــــــــــم فَــــــــــــــــندک ســــــــــــــــــیگار …

به سلامتی..شهرى که در آن غریبه ها آشناترند

به سلامتیه مورچه ها که هرچی پیدا کنن رفیقاشونو خبر میکنن

به سلامتیه کسی که هنوز دوسش داری ولی دیگه مال تو نیست