ديروز مامانم ی طالبی خريد فالوده باهاش درست کرد بعد رو کرده ب ما ميگه خبببب! درست کردنش با من بود خوردنش با پسرم گلم شستن ظرفاشم با تو!!!!!!!!!! حالا ديگه منم دنبال مامان واقعيم ميگردم.... باز من خوبه ی وظيفه ای داشتم بابای بدبختم از ديروز حرف نميزنه