یادش بخیر چقدر اسکل بودیم. نیم ساعت دست به سینه مینشستیم تا مبصر اسممون رو جزو خوبهای کلاس بنویسه. بالاش هم ستاره بذاره :| بعد معلم میومد بدون نگاه کردن به لیست خوبها و بدها ...تخته رو پاک میکرد :| و چقدر اسکلتر بودیم که زنگ بعدی هم دست به سینه میشستم :| یه همچین آدمای ساده ای بودیم