پسرخالم امد خونمون شیطونی میکرد مامامنش بهش گفت:واستا برسیم خونه ادمت میکنم پسرخالم بعد از 20دفیقه سکوت گوشه گیری از ترس به مامانش میگه:مامان تورو خدا تو رو جون مام بزرگ رسیدیم خونه من ادم نکن این تعریف جدیدی از ادم بودن دهه80دیه دیگه
پسرخالم امد خونمون شیطونی میکرد مامامنش بهش گفت:واستا برسیم خونه ادمت میکنم پسرخالم بعد از 20دفیقه سکوت گوشه گیری از ترس به مامانش میگه:مامان تورو خدا تو رو جون مام بزرگ رسیدیم خونه من ادم نکن این تعریف جدیدی از ادم بودن دهه80دیه دیگه