پدرم گفت اداری نشوید * اسب وابسته به گاری نشوید * در ادارات کسی کس نشود * تا که وابسته به ناکس نشود * شد فراموش چو حرف پدرم * تا بنا گوش کله رفت سرم * کارمندی چو مرا شد پیشه * تیشه عمر زدم بر ریشه * سوختم ، شعله شدم ، دود شدم * بعد خاکستر و نابود شدم * پسرم حرف پدر را بشنو * تو به راهی که پدر رفت مرو *