يه بار با داييم بودم ديدم دوتا دختر تو 206 اومدن گفتن ببخشيد ما ميخواييم بريم افسريه داييم يه نگاه تعجب انگيزى کرد و گفت خوب بريد! هيچى ديگه دخترا از خنده نتونستن برن
يه بار با داييم بودم ديدم دوتا دختر تو 206 اومدن گفتن ببخشيد ما ميخواييم بريم افسريه داييم يه نگاه تعجب انگيزى کرد و گفت خوب بريد! هيچى ديگه دخترا از خنده نتونستن برن