شب بود خسته بودم.... موهامو بسته بودم خورشید سر زد و من ...... توی وان نشسته بودم چشمامو باز کردم .... دیدم ازت خبر نیست دیدم هیچ چی توی دنیا ... از تو لطیف تر نیست "شامپو داروگر"

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته