رفیقم زنگ زد گفت برو ماشینو از باغمون بیار رفتم اونجا درو باز کردم یه ذره که رفتم داخل یه ماده سگ با دو اومد سمتم منم از عین تارازان زود رفتم بالای درخته.به رفیقم زنگ زدم گفتم تو باغتون یه ماده سگه نزدیک بود لتو پارم کنه رفیقم گفت بابا گناه داره تو باغ بچه داره فکر کرده اومدی بچه هاشو ازش بگیری گفتم لامصب مگه طلاقش دادم که اومدم بچهاشو بگیرم بیا نجاتم بده

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته