دیروز بدجوراعصابم داغون شده بود به یه مسافرت احتیاج داشتم سوییچ بنزمو برداشتم،همینطور کلیدای ویلای شمالمونو سوار بنزشدمو راه افتادم وسطای راه بودم که یهو مامانم گفت:بچه تو تاکی میخوای بخوابی؟ یهو ازجا پریدمو رفتم توحیاط سراغ بنزم! دیدم فقط موتور بابام اونجاس!!!