دو داداش که یکیشون هالو بوده میرن دزدیه طلا فروشی زرنگه طلاهارو میبره خنگه میمونه تو مغازه،همونجا خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه صاحب مغازه بالا سرشه میگه:طلاها کو تو اینجا چکار میکنی،میگه با داداشم اومدیم دزدی گفت طلاها مال من مغازه مال تو...
دو داداش که یکیشون هالو بوده میرن دزدیه طلا فروشی زرنگه طلاهارو میبره خنگه میمونه تو مغازه،همونجا خوابش میبره وقتی بیدار میشه میبینه صاحب مغازه بالا سرشه میگه:طلاها کو تو اینجا چکار میکنی،میگه با داداشم اومدیم دزدی گفت طلاها مال من مغازه مال تو...