دخترو پسری که تازه باهم آشناشده بودند داشتند درپارک قدم میزدند که در یک لحظه ماموران گشت ارشاد را دیدند که به سمت آن ها می آیند دختر خیلی ترسید وتودلش میگفت: خاک به سرم حالا اگه بابام بفهمه کله ام رو میکنه! اما پسره خیلی ریلکس وخوش حال به نظرمیرسید وتودلش میگفت: ای ول دفعه دیگه که بهش زنگ بزنم بگم بریم بیرون میگه نه غلط کردم میام خونتون!!!

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته