داییم میخواست زنگ بزنه خونه خالم،شمارشونو یادش رفته بوداومدازمن پرسید،منم یادم نبوددقیقاک آخرش3بودیا9! خلاصه گفتم 3و اونم گرفت،بعداز ی رب قطع کرده میگه:احمق تو ک بلدنیستی چراشماره میدی آخه؟!گفتم اشتبابود؟ گفت آره ی دخترخانومی گوشیو جواب داد،ماشالا چقدم خانوم بود،معلوم بودخوشش اومده ازما،قطع نمیکردلامصب! بعدیدفه زنداییم اومدگفت پاشولازم نکرده توزنگ بزنی،خودم میزنم پروی بی جنبه!!

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته