خونمون مهمون اومده بود بچهشون خعلی سر صدا میکرد همه کلافه شده بودیم که مامانم به من گفت برو اون فلفلو بیار بریزم تو دهن هر بچه ای که اذیت میکنه....منم که خونم به جوش اومده بود گفتم : فلفلا تموم شده الان میرم اون اره برقی مونو میارم نصفش میکنم; طفلکی بچهه پاهاش سست شد همون جا نشست طوری که باباش بغلش کرد بردش فک کنم قطع نخاعع شد طفلی نمیدونم چرا حالا عذاب وجدانم هی میاد میزنه پس کلم درمیره(:'(

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته