خلاصه جاتون خالی رفتیم مهمونی رفتم رو مبل نشستم لامصب انگار از قبل تنظیم شده بود تا نشستم گفت......ههههههه ببخشید، خلاصه همه برگشتن ما رو نگاه کردن، ما هم ک رنگمون شده بود عین ایرانسل، هیچی دیگه تا آخر مهمونی هر چی ما این ور و اونور شدیم تا بلکه این مبل صدا بده ک بدونند کار من نبوده صدا نداد ک نداد، چشمتون روز بد نبینه تا خونه پس گردنی میخوردم.