خسته و کوفته رفتم خونه.خودمو زدم زمین و ب مادرم گفتم ی چایی برا داییت بریز بیار!!!!! گغت داییم غلط کرد!!!منم گفتم:خب داییت غلط کرد!!!! یهو گفت:بیشعور،دایی خودت غلط کرد!!!!منم گفتم:باشه،دایی خودم غلط کرد!!! خلاصه هیچی دیگه بعد از کلی تعقیب و گریز اخرش با کفگیر زد وسط فرق سرم....