اهل حمامم اهل حمامم پوستم مهتابي‌ست چشمهايم آبی‌ست پدرم دلاك است سر طاسي دارد لُنگ مي‌اندازد شامپو مصرف كرد كله‌اش هي كف كرد و سپس مويش ريخت و چه اندازه سرش براق است! حرفه‌ام دلاكي‌ست هدف من پاكي‌ست مي‌نشيند لب سكو آرام يك نفر با احساس و تصور كرده، خوش پر و پاست! كودكي را ديدم مي‌دود در پي صابون و لگن اي نهان در پسِ دَر خشك آوردم، خشك! مشتري‌هاي عزيز لگن خاصره‌تان سالم باد! رخت ها را نكنيد آب‌مان بند آمد !

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته