سر سفره در کنار خانواده نشسته بودیم داشتیم شام میخوردیم که یه اس ام اس واسه بابام اومد. گفت پسرم پاشو ببین کیه: منم گوشی رو ورداشتم به شوخی گفتم: نوشته: "عزیزم سر راه که داری میای یه بسته پوشک واسه بچمون بخر" یهو دیدم مامانم کف گیرو کوبید تو صورت بابام!!! چنان دعوایی شد که نگو و نپرس.منو میگی داشتم میمردم!: هیچی دیــگه از خونه فرار کردم الانم تو پارکـــم دارم براتون پست میزارم عجـــــب هوای توووووپی...بیچاره بابام...:(((

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته