ديروز تو پارك نشسته بودم يه مادرو دختر با يه دختركوچولو صندلي روبروم نشسته بودن ، بعد چند لحظه ديدم اينا نگاهشون به منه و يكم نيششون بازه ! يدفه دختر كوچولوهه اومد پيش من! بهم گفت عموجون ! منم با اينكه تاحالا سي چهل بار عمو شدم! اما نميدونم چرا اين عموجون گفتن دختره خيلي بهم چسبيد! بغلش گرفتم يه بوسش كردم و با لبخند گفتم جونم عموجون ؟ دختره با خنده : عمو مامانم ميگه شما زيپ شلوارتون بازه ه ه ه !!!!

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته