دوست دخترم به هوای سینما خونواده رو پیچوند اومد خونه پیش من بعد یک ساعت باباش زنگ زد به موبایلش گفت بیا خونه مهمون اومده مامانت دست تنهاست این هم گفت : ده دقیقه دیگه میام ولی نرفت . چند دفعه باباش زنگ زد اینم هر دفعه میگفت ده دقیقه دیگه میام یه ربع دیگه میام. هنوز تو سینمام الان تو تاکسیم و ازین حرفا . ... دفعه آخر باباش خیلی شاکی شد اینم ترسید گفت : بابا بخدا الان دارم لباسامو میپوشم واقعا 5 دقیقه دیگه خونه ام

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته