"" من گرفتم تو نگیر "" زن گرفتم شدم ای دوست به دام زن اسیر ! من گرفتم تو نگیر ... چه اسیری که زدنیا شده ام یکسره سیر ! من گرفتم تو نگیر ... بود یک وقت مرا با رفقا گردش و سیر ، یاد آن روزها بخیر ... زن مرا کرده میان قفس خانه اسیر ! من گرفتم تو نگیر ... یادآن روزها که آزاد زغمها بودم، تک وتنها بودم! زن و فرزند مرا بستند با زنجیر ! من گرفتم تو نگیر ... بودم از طایفه درد کشان، بودم از جمع خودشان! خوشی از دست برون رفت و شدم لات و فقیر ! من گرفتم تو نگیر ... ای مجرد که بود خوابگهت بستر گرم ! بستر راحت و نرم ، زن نگیر ... گرنه شود خوابگهت لای حصیر ! من گرفتم تو نگیر ... بنده زن دارمو محکوم به حبس ابدم ! مستحق لگدم ، چون در این زندگی بود از خود مخلص، تقصیر ! من گرفتم تو نگیر ... من از آن روز شوهر شده ام ! نه که شوهر ! خر شده ام ، خر همسر شده ام !

مشاهده جک‌های بیشتر این دسته