از خاطرات زن قلمراد :من تا ۵۵ سالگی فکر میکردم اسمم زهره هست! آخه مامانم هر وقت مى خواست منو از خواب بیدار کنه میگفت :پاشو ظهره!!
از خاطرات زن قلمراد :من تا ۵۵ سالگی فکر میکردم اسمم زهره هست! آخه مامانم هر وقت مى خواست منو از خواب بیدار کنه میگفت :پاشو ظهره!!