اَ لْمُؤْمِنُ قَليلُ الْكَلامِ كَثيرُ الْعَمَلِ، وَ الْمُنافِقُ كَثيرُ الْكَلامِ قَليلُ الْعَمَلِ؛
مؤمن كم حرف و پر كار است و منافق پر حرف و كم كار.
احادیث امام کاظم علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
اَ لْمُؤْمِنُ قَليلُ الْكَلامِ كَثيرُ الْعَمَلِ، وَ الْمُنافِقُ كَثيرُ الْكَلامِ قَليلُ الْعَمَلِ؛
مؤمن كم حرف و پر كار است و منافق پر حرف و كم كار.
مُشاوَرَةُ الْعاقِلِ النّاصِحِ يُمْنٌ وَ بَرَكَةٌ وَ رُشْدٌ وَ تَوفيقٌ مِنَ اللّه ؛
مشورت با عاقلِ خيرخواه، خجستگى، بركت، رشد و توفيقى از سوى خداست.
عَلَيْكَ بِاللِّفْتِ فَكُلهُ ـ يَعْنى اَلسَّلجَمَ ـ فَاِنَّهُ لَيْسَ مِنْ اَحَدٍ اِلاّ وَ لَهُ عِرْقٌمِنَ الْجُذامِ، وَ اللِّفْتُ يُذيبُهُ؛
شلغم بخور، زيرا هيچ كس نيست كه در او رگى از جذام نباشد، و شلغم اين رگرا مى سوزاند.
قُلِ الْحَقَّ وَ اِنْ كانَ فيهِ هَلاكُكَ فَاِنَّ فيهِ نَجاتَكَ... اِتَّقِ اللّه َ وَ دَعِ الْباطِلَوَ اِنْ كانَ فيهِ نَجاتُكَ فَاِنَّ فيهِ هَلاكَكَ؛
حق را بگو اگر چه نابودى تو در آن باشد، زيرا كه نجات تو در آن است... تقواى الهىپيشه كن و باطل را فرو گذار هر چند [به ظاهر] نجات تو در آن باشد، زيرا كه نابودى تو درآن است.
يا هشامُ! إنَّ العاقِلَ لايَكذِبُ وإن كانَ فيهِ هَواهُ؛
اى هشام! خردمند دروغ نگويد ، هر چند دلخواهش باشد.
يا هشامُ! إنَّ العاقِلَ لايُحَدِّثُ مَن يَخافُ تَكذيبَهُ ولا يَسألُ مَن يَخافُ مَنعَهُ؛
اى هشام! خردمند با آن كس كه از تكذيبش بيم دارد ، سخن نمى گويد ، و ازهر كس كه از دريغ ورزى اش بيم دارد ، درخواست نمى كند.
اِستَحيُوا مِنَ اللّه ِ في سَرائِرِكُم كَما تَستَحيُونَ مِنَ النّاسِ في عَلانِيَتِكُم؛
از خدا در نهان هاى خويش شرم داريد ، همچنان كه در عيان از مردم ، شرم مى كنيد.
يا هشامُ! تَعلَّم مِنَ العِلمِ ما جَهِلتَ وعَلِّمِ الجاهِلَ مِمّا عُلِّمتَ؛
اى هشام! آنچه از دانش [تاكنون] نياموخته اى ، بياموز و از آنچه آموخته اى ، به نادان بياموز.
أكمَلُ المُؤمنينَ إيماناً أحسَنُهُم خُلقا؛
كامل ترينِ مؤمنان در ايمان ، نيك خوترين آنهاست.
يا هشامُ! مَثَلُ الدُّنيا مَثَلُ ماءِ البَحرِ كُلَّما شَرِبَ مِنهُ العَطشانُ ازدادَ عَطَشاًحتّى يَقتُلَهُ؛
اى هشام! داستان دنيا به آب دريا مانَد كه تشنه هر چه از آن بنوشد ، تشنگى اش فزونى يابد تا او را بكُشد.
يا هشامُ! لَيسَ مِنّا مَن لَم يُحاسِب نَفسَهُ في كُلِّ يَومٍ فَإن عَمِلَ حَسَناً اِستَزادَ مِنهُ وإن عَمِلَ سَيِّئاً اِستَغفَرَ اللّه َ مِنهُ وتابَ إلَيهِ؛
اى هشام! از ما نيست آن كه هر روز به حساب خود نرسد [تا] اگر كار نيك كرده ، بر آن بيفزايد و اگر بد كرده ، از خدا آمرزش خواهد و به درگاهش توبه آرد.
يا هشامُ! إيّاكَ وَالطَّمَعَ وَعَلَيكَ بِاليَأسِ مِمّا في أيدِي النّاسِ؛
اى هشام! از طمع بپرهيز و تو را از آنچه در دست مردم است ، نوميدى بايد.
مَن أيقَنَ بِالخَلَفِ جادَ بِالعَطِيَّةِ؛
هركه به عوض (و پاداش) گرفتن يقين داشته باشد ، در بخشندگى ، گشاده دستى مى كند.
مَنِ اقتَصَدَ وَقَنَعَ بَقِيَت عَلَيهِ النِّعمَةُ ومَن بَذَّرَ وأسرَفَ زالَت عَنهُ النِّعمَةُ؛
هركه ميانه روى كند و قناعت ورزد ، نعمت بر او بپايد و هر كه بى جا مصرف نمايد و زياده روى كند ، نعمتش زوال يابد.
إتَّقِ اللّه َ وقُلِ الحَقَّ وإن كانَ فيهِ هَلاكُكَ فَإنَّ فيهِ نَجاتَكَ؛
از خدا پروا دار و حق را بگو ، اگر چه هلاكت تو در آن باشد ، كه نجاتت درهمان حقگويى است.
إيّاكَ أن تَمنَعَ في طاعَةِ اللّه ِ فَتُنفِقَ مِثلَيهِ في مَعصِيَةِ اللّه ِ؛
بپرهيز كه [از صرف مالى] در راه طاعت خدا دريغ ورزى ، آن گاه ، دوچندانش را در راه معصيت خرج كنى.
ثَلاثٌ يَجلِينَ البَصَرَ : اَلنَّظرُ إلَى الخُضرَةِ وَالنَّظَرُ إلَى الماءِ الجاري وَالنَّظَرُ إلَى الوَجهِ الحَسَنِ؛
سه چيز ديده را روشن كند : به سبزه نگريستن ، به آب روان نگريستن و به روى زيبا نگريستن.
لَيسَ حُسنُ الجوارِ كَفَّ الأذى ولكِن حُسنُ الجَوارِ الصَّبرُ عَلَى الأذى؛
خوشْ همسايگى [تنها] خوددارى از آزار دادن [همسايه] نيست ، بلكه شكيبايى بر آزار [ديدن از همسايه] است.
إيّاكَ والضَّجَرَ وَالكَسَلَ فَإنَّهُما يَمنَعانِ حَظَّكَ مِنَ الدُّنيا وَالآخِرَةِ؛
از تنگْ دلى و تن آسايى بپرهيز ؛ زيرا اين هر دو ، تو را از بهره هاى دنيا وآخرتت باز مى دارد.
مَن ماتَ لا يَعرِفُ إمامَهُ ماتَ ميتَةً جاهِلِيَّةً ، وحوسِبَ بِما عَمِلَ فِي الإِسلام
هر كه بميرد و امامش را نشناسد مرده است چونان در جاهليت و عملكردش در دوران اسلام مورد بازپرسى قرار مى گيرد.