تَزَيَّن للّه ِِ بِالصِّدقِ فِي الأعمالِ؛
با راستْ كردارى ، خود را براى خدا بياراى.
احادیث امام باقر علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
تَزَيَّن للّه ِِ بِالصِّدقِ فِي الأعمالِ؛
با راستْ كردارى ، خود را براى خدا بياراى.
إيّاكَ وَالغَفلَةَ فَفِيها تَكونُ قَساوَةُ القَلبِ؛
مبادا دست خوش غفلت شوى كه در آن ، سنگ دلى باشد.
اُطلُب بَقاءَ العِزِّ بإماتَةِ الطَّمَعِ؛
با كُشتنِ طمع ، پايدارىِ عزّت را بجوى.
لا شَرَفَ كَبُعدِ الهِمَّةِ؛
شرافتى چون بلندْ همّتى نيست.
لامُصيبَةَ كَاستِهانَتِكَ بِالذَّنبِ ورِضاكَ بِالحالَةِ الَّتي أنتَ عَلَيها؛
مصيبتى چون ناچيز شمردن گناهت و خشنودى ات از حالى كه دارى نيست.
لافَضيلَةَ كَالجِهادِ ، ولاجِهادَ كَمُجاهَدَةِ الهَوى؛
فضيلتى چون جهاد نباشد ، و هيچ جهادى چون پيكار با هواى نفْس نيست.
إيّاكَ وَالتَّفريطَ عِندَ إمكانِ الفُرصَةِ ، فَإنَّهُ مَيَدانٌ يَجري لِأهلِهِ الخُسرانَ؛
به هنگام فرصت ، از كوتاهى كردن بپرهيز ؛ زيرا اين ميدانى است كه براى رهسپارانش زيان به بار مى آورد.
فَأنزِل نَفسَكَ مِنَ الدُّنيا كَمَثَلِ مَنزِلٍ نَزَلتَهُ ساعَةً ثُمَّ ارتَحَلتَ عَنهُ؛
خود را در دنيا چنان منزل ده كه گويى ساعتى در آن منزل دارى وسپس از آن مى كوچى.
اَلكَمالُ كلُّ الكَمالِ التَّفَقُّهُ فِي الدّينِ وَالصَّبرُ عَلَى النّائِبَةِ وتَقديرُ المَعيشَةِ؛
تمامت كمال ، فهم اندوزى در دين و بردبارى بر ناگوارى و اندازه نگاه داشتن در زندگانى است.
اِستَشِر في أمرِكَ الَّذينَ يَخشَونَ اللّه َ؛
در كار خود ، [فقط] با كسانى مشورت كن كه از خدا مى ترسند.
ثَلاثَةٌ مِن مَكارِمِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ : أن تَعفُوَ عَمَّن ظَلَمَكَ ، وتَصِلَ مَن قَطَعَكَ ، وتَحَّلَمَ إذا جُهِلَ عَلَيكَ؛
سه چيز ، از كرامت هاى دنيا و آخرت است : آن كس را كه به توستم كرده ببخشايى ، به آن كه از تو گسسته بپيوندى ، و چون بر تو جهالتى رود ، بردبارى كنى.
إنَّ اللّه َ يُحِبُّ أن يُسألَ ويُطلَبَ ما عِندَهُ؛
خداوند ، خوش دارد كه از او خواهش شود و از آنچه نزد اوست ، درخواست گردد.
مَن لَم يَجعَلِ اللّه ُ لَهُ مِن نَفسِهِ واعِظاً فَإنَّ مَواعِظَ النّاسِ لَن تُغنِيَ عَنهُ شيئاً؛
هر كه خداوند او را پندآموز خويش نساخته ، هرگز پندهاى مردم ، او را سودى نمى دهد.
مَن كانَ ظاهِرُهُ أرجَحَ مِن باطِنِهِ خَفَّ مِيزانُهُ؛
هر كه ظاهرش گران سنگ تر از باطنش باشد ، ترازويش سبُك آيد.
لايَكونُ العَبدُ عالِماً حَتّى لايَكونَ حاسِدا لِمَن فَوقَهُ ولا مُحَقِّرا لِمَن دُونَهُ؛
بنده ، دانشمند نيست ، مگر آن كه بر زبردست خود [در دانش] رشك نبرد و زيردست خود را خوار نشمرد.
إنَّ أعجَلَ الطّاعَةِ ثَواباً لَصِلَةُ الرَّحِمِ؛
راستى كه زودْ پاداش ترين طاعت ، صله رحم است.
إنَّ اليَمينَ الكاذِبَةَ وقَطيعَهَ الرَّحِمِ لَيَذَرانِ الدِّيارَ بَلاقِعَ مِن أهلِها؛
راستى كه سوگند دروغ وقطعِ رحم ، خانه ها را از اهلش تهى مى گذارد (ويرانى به بار مى آورد) .
اِعرِفِ المَوَدَّةَ في قَلبِ أخيكَ بِمالَهُ في قَلبِكَ؛
دوستى را در دلِ برادرت ، از آنچه نسبت به او در دل توست ، بشناس.
مَن حَسُنَ بِرُّه بِأهلِهِ زِيدَ في عُمرِهِ؛
هركه با خانواده خود خوش رفتار است ، عمرش بسيار خواهد بود.
اَلتَّواضُعُ الرِّضا بِالمَجلِسِ دُونَ شَرَفِهِ وأن تُسَلِّمَ عَلى مَن لَقيتَ وأن تَترُكَ المِراءَ وإن كُنتَ مُحِقّاً؛
فروتنى آن است كه [انسان] به نشستن در جايى فروتر از شأنش راضى باشد ، و به هر كس برخوردى سلام گويى ، و هر چند بر حق باشى ، كشمكش را رها كنى.