احادیث امیرالمومنین علی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراک‌گذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.

امام على عليه السلام ـ در نامه اى به معاويه ـ نوشت

و قلتَ ; إنّي كنتُ اُقادُ كما يُقادُ الجَمَلُ المَخْشوشُ حتّى اُبايِعَ ، و لَعَمْر اللّه ِ لقد أردتَ أنْ تَذُمَّ فمَدَحتَ ، و أن تَفْضَحَ فافْتَضَحْتَ ، و ما علَى المسلمِ مِن غَضاضةٍ في أن يكونَ مظلوما ما لم يَكُن شاكّا في دِينهِ ، و لا مُرْتابا بيَقينِهِ .;

و گفتى كه مرا چون شتر مهار شده مى كشيدند تا بيعت كنم؛ به خدا قسم، خواستى نكوهش كنى، امّا ستودى و خواستى مرا رسوا سازى؛ ولى خود رسوا شدى. مظلوم بودن، براى مسلمان عيب و عار نيست، تا آن گاه كه در دين خود، گرفتار شك و ترديد، و در يقين خود، دو دل نباشد.;

منبع: نهج البلاغة : الكتاب 28 .
امام على عليه السلام ـ در نامه اش به عقيل ـ نوشت

فَدعْ عنكَ قُرَيشا و تَرْكاضَهُم في الضَّلال···فإنَّهُم قد أجْمَعوا على حَرْبي كإجماعِهِم على حَربِ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله قَبْلي ، فَجَزَتْ قُرَيشا عنّي الجَوازي؛ فقد قَطَعوا رَحِمي، و سَلَبوني سُلطانَ ابنِ اُمّي .;

قريش را بگذار تا در گمراهى بتازند ··· كه آنان در جنگ با من همداستان شدند، چنان كه پيش از من، در جنگ با پيامبر خدا صلى الله عليه و آله همداستان گشتند. خدا قريش را كيفر دهاد كه پيوند خويشى مرا بريدند و حكومتى را كه از آن فرزند مادرم[منظور، پيامبر گرامى اسلام صلى الله عليه و آله است؛ زيرا فاطمه بنت اسد، مادر حضرت على عليه السلام ، به پيامبر صلى الله عليه و آله در كودكى محبت مى كرد و پيامبر صلى الله عليه و آله او را مادر خود مى خواند (ر . ك ; دانش نامه امير المؤمنين عليه السلام ; فصل يكم از بخش دوم «مادر») .]بود از من ربودند.;

منبع: نهج البلاغة : الكتاب 36 .
امام على عليه السلام

لقد ذهبَ رُوحي و انقَطَعَ ظَهري حينَ رأيتُكَ فَعلتَ بأصحابِكَ ما فَعلتَ ، غيري ؛ فإنْ كانَ هذا مِن سَخَطٍ علَيَّ فلَكَ العُتْبى و الكَرامةُ ! فقالَ رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ; و الّذي بَعثَني بالحقِّ ، ما أخَّرْتُكَ إلاّ لِنَفْسِي ، و أنتَ مِنّي بمنزلةِ هارونَ مِن موسى ، غيرَ أنَّهُ لا نبيَّ بَعدي ، و أنتَ أخي و وارِثي .;

به پيامبر، آنگاه كه ميان اصحابش پيوند برادرى برقرار مى ساخت گفتم ; واقعا جان از تنم رفت و پشتم شكست آنگاه كه ديدم با اصحاب خود چنان كردى و با من نه. اگر اين رفتار شما از سرِ خشم بر من است، بخشش و بزرگوارى از شماست! پيامبر خدا صلى الله عليه و آله فرمود; قسم به آن كه مرا به حق برانگيخت ، تو را وا نگذاشتم مگر براى خودم. تو براى من، همچون هارونى براى موسى، جز اينكه پس از من پيامبرى نيست، و تو برادر و وارث من هستى .;

منبع: تاريخ دمشق : 42 / 53 / 8387 .
امام على عليه السلام

لو ضَرَبْتُ خَيْشومَ المؤمنِ بسَيفي هذا على أن يُبْغِضَني ما أبْغَضَني ، و لو صَبَبْتُ الدُّنيا بجَمّاتِها علَى المنافقِ على أن يُحِبَّني ما أحَبَّني ، و ذلكَ أنّه قُضيَ فانقضى على لسانِ النّبيِّ الاُمِّيِّ صلى الله عليه و آله أنّهُ قالَ ; يا عليُّ ، لا يُبغِضُكَ مؤمِنٌ، و لا يُحبُّكَ منافقٌ .;

اگر با اين شمشيرم بر بينى مؤمن زنم تا با من دشمن شود، هرگز نمى شود و اگر همه دنيا را به [پاى] منافق ريزم تا مرا دوست بدارد، هيچگاه دوستم نمى دارد. و اين از آن روست كه قضا جارى گشت، و بر زبان پيامبر امّى گذشت كه فرمود; اى على! مؤمن ، تو را دشمن نمى شمارد و منافق ، دل به دوستى تو نمى سپارد.[احاديث در اين زمينه بسيار زياد و بلكه متواترند.];

منبع: نهج البلاغة : الحكمة 45 .
امام على عليه السلام

إنّي لَأرفعُ نَفْسي أن تكونَ حاجةٌ لا يَسَعُها جُودِي ، أو جَهْلٌ لا يسَعُهُ حِلْمي ، أو ذَنبٌ لا يسَعُهُ عَفْوي ، أو أنْ يكونَ زمانٌ أطوَلَ مِن زماني .;

همانا من، خود را برتر از اين مى دانم كه نيازى باشد و بخشندگى من توان برآوردن آن را نداشته باشد، يا جسارتى به من بشود و بردبارى ام آن را بر نتابد، يا گناهى باشد و عفو و گذشت من تحمل آن را نداشته باشد، يا آن كه زمانى درازتر از زمان من باشد.[ممكن است مراد حضرت از زمان، زمان عبادت و بندگى او باشد و يا بنا بر روايات بسيار، زمان خلقت او و پيامبر اكرم صلى الله عليه و آله باشد كه هزاران سال پيش از خلقت آدم ابو البشر بوده است.];

منبع: غرر الحكم : 3778 .
امام على عليه السلام

إنّي لَأرفعُ نَفْسي أن أنهى النّاسَ عمّا لستُ أنْتَهي عَنهُ ، أو آمُرَهُم بما لا أسْبِقُهُم إليهِ بعَمَلي ، أو أرضى مِنهُم بما لا يُرضِي ربّي .;

همانا من، شأن خود را برتر از آن مى دانم كه مردم را از چيزى بازدارم كه خود از آن باز نمى ايستم، يا آنان را به چيزى فرمان دهم كه خود در انجام آن كار از آنان پيشى نمى گيرم، يا از آنان به چيزى خشنود شوم كه پروردگارم از آن خشنود نيست.;

منبع: غرر الحكم : 3780 .
امام على عليه السلام

إنّي لا أحُثُّكُم على طاعةٍ إلاّ و أسْبِقُكُم إلَيها ، و لا أنْهاكُم عن معصيةٍ إلاّ و أتَناهى قَبلَكُم عنها .;

همانا من، شما را به طاعتى وا نمى دارم مگر آن كه خود جلوتر از شما آن را انجام مى دهم و از گناهى باز نمى دارم جز آن كه خودم پيش از شما از آن باز مى ايستم.;

منبع: غرر الحكم : 3781 .
امام على عليه السلام

إنّي و اللّه ِ لو لَقِيتُهُم واحدا و هُم طِلاعُ الأرضِ كلِّها ما بالَيْتُ و لا اسْتَوحَشْتُ ، و إنّي مِن ضلالِهِمُ الّذي هُم فيهِ و الهُدى الّذي أنا علَيهِ لَعلى بصيرةٍ مِن نَفْسي و يقينٍ مِن ربّي .;

به خدا قسم، اگر يك تنه با آنان رو به رو مى شدم و آنان سراسر زمين را پر مى كردند نه باكى داشتم و نه مى هراسيدم، كه من بر گمراهىِ آنان و رهيافتگىِ خود، نيك آگاهم و با يقين از جانب پروردگارم همراه.;

منبع: نهج البلاغة: الكتاب 62.
امام على عليه السلام

إنّي فيكُم أيُّها النّاسُ كهارونَ في آلِ فِرعونَ ، و كبابِ حِطّةٍ في بني إسرائيلَ ، و كسفينةِ نوحٍ عليه السلام في قومِ نوحٍ ، و إنّي النّبأُ الأعظمُ، و الصِّدّيقُ الأكبرُ ، و عن قليلٍ ستَعْلَمونَ ما تُوعَدونَ .;

اى مردم! همانا من در ميان شما مانند هارونم در ميان فرعونيان و همچون باب حطّه ام در ميان بنى اسرائيل و چونان كشتى نوح عليه السلام در ميان قوم نوح، منم آن «نبأ» اعظم و آن صدّيق اكبر. بزودى آنچه را وعده داده شده ايد خواهيد دانست.;

منبع: تنبيه الخواطر : 2 / 41 .
امام على عليه السلام

أنا وَضَعْتُ في الصِّغَرِ بكَلاكِلِ العربِ ، و كَسَرتُ نَواجِمَ قُرونِ رَبيعةَ و مُضَرٍ . و قد علِمْتُم مَوضِعي مِن رسولُ اللّه ِ صلى الله عليه و آله ··· ما وَجدَ لي كِذْبَةً في قولٍ ، و لا خَطْلَةً في فِعلٍ ··· و لقد كنتُ أتّبعُهُ اتّباعَ الفَصيلِ أثَرَ اُمّهِ ··· أرى نورَ الوحيِ و الرِّسالةِ ، و أشُمُّ ريحَ النُّبوّةِ .;

من در خردسالى سينه هاى عرب را خرد كردم و شاخ هاى برآمده دو قبيله ربيعه و مُضِر را شكستم. شما جايگاه مرا نسبت به پيامبر خدا صلى الله عليه و آله مى دانيد ··· هرگز سخنى دروغ و رفتارى نادرست از من نديد ··· و مانند شتر بچه اى كه از پى مادرش مى رود دنبال او مى رفتم ··· پرتو وحى و رسالت را مى ديدم و رايحه نبوّت را مى بوييدم.;

منبع: نهج البلاغة : الخطبة 192 .