لا تَمْنَحَنَّ وُدَّكَ مَن لا وَفاءَ لَهُ .;
دوستى خود را ارزانى كسى مدار كه وفا ندارد.;
احادیث امیرالمومنین علی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
لا تَمْنَحَنَّ وُدَّكَ مَن لا وَفاءَ لَهُ .;
دوستى خود را ارزانى كسى مدار كه وفا ندارد.;
عَينُ المُحِبّ عَمِيَةٌ عن مَعايِبِ المَحبوبِ ، و اُذُنُه صَمّاءُ عَن قُبْحِ مَساوِيهِ .;
چشم عاشق از ديدن عيبهاى معشوق كور است و گوش او از شنيدن زشتيهايش كر.;
مَن وَمَقَكَ أعْتَبَكَ .;
كسى كه تو را دوست بدارد سرزنشت كند.;
مَن أحَبَّكَ نَهاكَ .;
هر كه تو را دوست داشته باشد، [از زشتيها ]نهيت كند.;
مَن أحَبَّ شيئا لَهِجَ بذِكْرِهِ .;
هر كس عاشق چيزى باشد به ذكر آن خو مى گيرد.;
إنَّ المَودَّةَ يُعَبِّرُ عنها اللِّسانُ ، و عنِ المَحبَّةِ العَيْنانِ .;
دوستى را زبان ابراز مى كند، و عشق و محبّت از چشمها پيداست.;
أشْرَفُ الشِّيَم رِعايَةُ الوُدِّ .;
والاترين خوى، پاس داشتن دوستى است.;
أفْضَلُ النّاس مِنَّةً مَن بَدأَ بالمَودَّةِ .;
شايسته ترين كس به منّت گذارى، آن است كه آغازگر دوستى باشد.;
في الضِّيقِ و الشِّدّةِ يَظهَرُ حُسْنُ المَوَدَّةِ .;
در تنگى و سختى است كه محبت راستين آشكار مى شود.;
ثَلاثةٌ مَن كُنَّ فيهِ مِنَ الأئمّةِ صَلُحَ أنْ يَكونَ إماما اضْطَلَعَ بأمانَتِهِ ; إذا عَدَلَ في حُكْمِهِ، و لَم يَحْتَجِبْ دُونَ رَعِيَّتِهِ ، و أقامَ كِتابَ اللّه ِ تعالى في القَريبِ و البَعيدِ .;
سه چيز است كه هر رهبرى آنها را دارا باشد شايسته رهبرى و به دوش كشيدن بار اين امانت است; هرگاه در حكومت خود عدالت ورزد، خود را از دسترس امّتش دور نگه ندارد و [احكام ]كتاب خدا را درباره آشنا و بيگانه به اجرا گذارد.;
إنَّ أحَقَّ النّاسِ بهذا الأمْرِ أقْواهُمْ عَلَيْهِ و أعْلَمُهُمْ بأمرِ اللّه ِ فيهِ ، فإنْ شَغَبَ شاغِبٌ اسْتُعْتِبَ ، فإنْ أبى قُوتِلَ .;
سزاوارترين مردم به اين كار (خلافت) كسى است كه در آن تواناتر و به فرمان خدا درباره آن داناتر باشد. اگر آشوبگرى دست به آشوب زند، از او بخواهد كه دست از آشوبگرى بردارد و اگر سرپيچى كند با او بجنگد.;
هَجَمَ بِهِمُ العِلْمُ على حقيقةِ البَصيرَةِ، و باشَروا رُوحَ اليَقينِ ، و اسْتَلانوا ما اسْتَعْوَرَهُ المُتْرَفونَ··· اُولئكَ خُلَفاءُ اللّه ِ في أرضِهِ .;
علم (معرفت) ، آنان را به بصيرت حقيقى كشانده و با روح يقين درآميخته اند و آنچه را ناز پروردگان دشوار ديده اند، بر خود هموار كرده اند ··· اينان جانشينان خدا در زمين او هستند.;
فَهُوَ إمامٌ لِمَنْ بَعْدَهُ مِنْ أهلِ البِرِّ .;
او پيشواى نيكوكارانِ پس از خويش است.;
انْظُروا أهلَ بيتِ نبيِّكُمْ ، فالْزَموا سَمْتَهُمْ ، و اتَّبِعوا أثَرَهُمْ ، فلَنْ يُخْرِجُوكُمْ مِن هُدىً ، و لَنْ يُعيدوكُمْ في رَدىً ، فإن لَبَدوا فالْبُدوا ، و إن نَهَضوا فانْهَضوا .;
به خاندان پيامبر خود بنگريد و راه آنان را در پيش گيريد و در پى آنها حركت كنيد؛ زيرا آنان هرگز شما را از راه راست منحرف نمى كنند و به هيچ هلاكتى در نمى افكنند. اگر نشستند شما نيز بنشينيد و اگر بپا خاستند شما نيز بپا خيزيد.;
ألاَ إنّ مَثَلَ آلِ مُحمّدٍ صلى الله عليه و آله كَمَثَلِ نُجومِ السَّماءِ ؛ إذا خَوى نَجْمٌ طَلَعَ نَجْمٌ ، فكَأنَّكُمْ قَد تَكامَلَتْ مِنَ اللّه ِ فيكُمُ الصَّنائعُ ، و أراكُمْ ما كُنْتُمْ تَأملونَ .;
هان! مَثَل خاندان محمّد صلى الله عليه و آله مثل ستارگان آسمانند كه هرگاه ستاره اى ناپديد شود ستاره اى ديگر آشكار مى گردد، پس، چنان است كه نعمتهاى خداوند در ميان شما كامل گشته و آنچه را آرزو مى كرديد به شما ارائه كرده است.;
نَحْنُ شَجَرَةُ النُّبُوّةِ، و مَحَطُّ الرِّسالةِ، و مُخْتَلَفُ المَلائكةِ ، و مَعادِنُ العِلْمِ ، و يَنابيعُ الحُكْمِ .;
ماييم درخت نبوّت و جايگاه فرود آمدن رسالت و جاى آمد و شد فرشتگان و كانهاى دانش و چشمه هاى حكمت.;
تاللّه ِ لَقد عُلِّمْتُ تبليغَ الرِّسالاتِ ، و إتمامَ العِداتِ ، و تَمامَ الكلِماتِ ، و عندَنا ـ أهلَ البيتِ ـ أبوابُ الحُكْمِ، و ضِياءُ الأمْرِ.;
به خدا سوگند كه [روش ]ابلاغ پيامها و به انجام رساندن وعده ها و تمام كردن كلمات [الهى] به من آموخته شد . درهاى حكمت الهى به روى ما اهل بيت گشوده است و چراغ دين با راهنمايى ما افروخته.;
أيْنَ الّذينَ زَعَموا أنَّهُمُ الرّاسِخونَ في العِلْمِ دُونَنا ، كِذْبا و بَغْيا عَلَيْنا ؟! ··· بِنا يُسْتَعْطى الهُدى و يُسْتَجْلى العَمى .;
كجايند كسانى كه از سر دروغ و ستم بر ما، ادّعا كردند آنان راسخان در علم [قرآن]اند و نه ما؟ ··· هدايت با راهنمايى ما به دست مى آيد و دل هاى كور با ما تابان مى شود.;
آثَروا عاجِلاً و أخَّروا آجِلاً، و تَرَكوا صافِيا و شَرِبوا آجِنا، كأنّي أنْظُرُ إلى فاسِقِهِم و قَد صَحِبَ المُنكرَ فألِفَهُ .;
دنياى زودگذر را برگزيدند و آخرت جاودان را پس زدند؛ چشمه زلال را وا نهادند و از آب تيره و بد مزه نوشيدند. گويى فاسقِ آنان را مى نگرم كه با منكر يار و همنشين شده است.;
هُمْ مَوضِعُ سِرِّهِ ، و لَجَأُ أمْرِهِ ، و عَيْبَةُ عِلْمِهِ ، و مَوْئلُ حُكْمِهِ ، و كُهوفُ كُتُبِهِ ، و جِبالُ دينِهِ ، بِهِمْ أقامَ انْحِناءَ ظَهْرِهِ ، و أذهَبَ ارْتِعادَ فَرائصِهِ .;
آنان جايگاه سرّ الهى اند و پناهگاه فرمان او و مخزن دانش او و بيانگر احكام شريعت او و جانْ پناه هاى [امن] كتابهاى او و كوههاى افراشته دين او. به وسيله ايشان خميدگى پشت دين را راست گردانيد و لرزش آن را از ميان بُرد.;