عَن أسماءَ بِنتِ عُمَيس إنَّ فاطِمَةَ عليها السلام قالَت لَها:
اِنّى قَدِ اسْتَقْبَحْتُ ما يُصْنَعُ بِالنِّساءِ، اِنَّهُ يُطْرَحُ عَلَى الْمَرْأَةِ الثَّوْبُ فَيَصِفُها لِمَنْ رَأى، فَلاتَحْمِلينى عَلى سَريرٍ ظاهِرٍ، اُسْتُرينى سَتَرَكِ اللّه ُ مِنَ النّارِ.
اسماء بنت عميس مى گويد: فاطمه عليها السلام به من فرمود:
من شيوه تشييع جنازه زنان را بسيار زشت و ناپسند مى دانم، پارچه اى بر روى او مى كشند كه برجستگيهاى بدن او را براى بينندگان به نمايش مى گذارد! اى اسماء مرا بر تابوت آشكار نگذار بدن مرا بپوشان كه خدا تو را از آتش بپوشاند.
وسائل الشيعة، ج2: 876 ح 3453 و 3456 و 3457.
إنَّ فاطِمَةَ عليها السلام لَمّا قُبِضَ أَبُوها أسعَدَتْها بَناتُ هاشِم فَقالَت:
اُتْرُكْنَ التَّعْدادَ وَ عَلَيْكُنَّ بِالدُّعاءِ.
هنگام رحلت پيامبراكرم صلي الله عليه و آله دختران بنى هاشم حضرت فاطمه عليها السلام را در برپايى عزادارى يارى مى كردند، آن حضرت فرمود:
از شمارش مناقب و مفاخر نژادى دست برداريد و بـر شـما بـاد به دعـا كـردن.
كافى، ج 3: 218.
مِن دُعائِها عليها السلام :
اِلهى اَصْلِحْ دينىاَلَّذى هُوَ عِصْمَةُ اَمْرى وَاَصْلِحْ لى دُنْياىَ الَّتى اِلَيْها مَعادى وَاجْعَلِ الْحَياةَ زِيادَةً لى مِنْ كُلِ خَيْرٍ وَاجْعَلِ الْمَوْتَ راحَةً لى مِنْ كُلِّ شَرٍّ.
يكى از دعاهاى حضرت زهرا عليها السلام :
بارالها: دينم را كه ملاك و محور كارهاى من و دنيايم را كه خانه تلاش ومعاش من وآخرتم را كه سرانجام من به سوى آن است اصلاح فرما، و زندگيم را وسيله بركت و خير و مرگم را وسيله رهايى و راحتى از هر شرّ و بدى قرار ده.
فلاح السائل: 238.
قالَت فاطِمَةُ عليها السلام :
ياأَبَاالحَسَنِ ! أَلْمُؤْمِنُ يَنْظُرُ بِنُورِاللّه ِ تَعالى.
در آغاز زندگى مشترك، حضرت زهرا عليها السلام اسرارى را با حضرت على عليه السلام در ميان گذاشت و سپس در مقابل تعجب او فرمود:
اى ابوالحسن! مؤمن، با نور الهى مى نگرد ـ حقايق درون را مى بيند ـ .
عيون المعجزات: 54.
قالَت فاطِمَةُ عليها السلام :
مَنْ اَصْعَدَ اِلَى اللّه ِ خالِصَ عِبادَتِهِ اَهْبَطَ اللّه ُ اِلَيْهِ اَفْضَلَ مَصْلَحَتِهِ.
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
هركه عبادتهاى خالصانه اش را نزد خداوند بفرستد، خـداوند بهترين مصلحت ها را بر او فرو فرستد.
مجموعه ورّام، ج 2: 108.
وَ حَضَرَتْ إمرَأَةٌ عِندَ فاطِمَةَ الصِّديّقَةَ عليها السلام فَقالَتْ:
... لا أشُقُّ عَلَيكِ يا بِنتَ رَسُولِ اللّه ِ، قالَت فاطِمَةُ عليها السلام : هاتى و سَلى عَمّا بَدالَكِ، اَرَأَيْتِ مَنِ اكْتَرى يَوْما يَصْعَدُ اِلى سَطْحٍ بِحَمْلٍ ثَقيلٍ وَ كِراهُ مِأَةَ اَلْفِ دينارٍ أَيَثْقُلُ عَلَيْهِ ذلِكَ؟ فَقالَتْ: لا. فَقالَتْ عليها السلام : اِكْتَرَيْتُ أَنَا لِكُلِّ مَسْأَلَةٍ بِأَكْثَرَ مِنْ مِلْ ءِ ما بَيْنَ الثَّرى اِلَى الْعَرْشِ لُؤْلُؤا فَأَحْرى اَنْ لايَثْقُلَ عَلَىَّ... .
زنى به محضر فاطمه زهرا عليها السلام آمد و پس از چندين پرسش گفت: اى دختر رسول خدا مبادا تو را آزرده باشم؟ حضرت فرمود:
هرچه مى خواهى بپرس ـ و به فكر خستگى من مباش ـ زيرا اگر كسى براى حمل بار سنگينى، صد هزار دينار بگيرد آيا سنگينى بار را احساس مى كند؟ زن گفت: نه، حضرت فرمود: من براى پاسخ هر سؤال پاداشى بيشتر از زمين تا عرش، مرواريد خواهم گرفت پس چرا بايد بر من گران آيد؟
محجّة البيضاء 1: 30.
مِن خُطبَتِها عليها السلام :
فَجَعَلَ اللّه ُ الاْءيمانَ تَطْهيرا لَكُمْ مِنَ الشِّركِ وَالصَّلاةَ تَنْزيها لَكُمْ عَنِ الْكِبْرِ وَ الزَّكاةَ تَزْكِيَةً لِلنَّفْسِ وَنَماءً فِى الرِّزْقِ وَ الصِّيامَ تَثْبيتا لِلاِْخْلاصِ وَ الْحَجَّ تَشْييدا لِلّدينِ وَ الْعَدْلَ تَنْسيقا لِلْقُلُوبِ وَ طاعَتَنا نِظاما لِلْمِلَّةِ وَ اِمامَتَنا اَمانا لِلْفُرْقَةِ وَ الْجِهادَ عِزّا لِلاِْسْلامِ وَالصَّبْرَ مَعُونَةً عَلَى اسْتيجابِ الْأَجْرِ وَالْأمْرَ بِالْمَعْرُوفِ مَصْلَحَةً لِلْعامَّةِ وَ ... .
حضرت زهرا عليها السلام در بخش ديگرى از خطبه فرمود:
... پس خداى متعال ايمان را براى پاك نمودن شما از شرك، و نماز را براى دور نمودنتان از كبر، و زكات را براى تزكيه نفس و توسعه روزى، و روزه را براى استوارى اخلاص، و حج را براى پايدارى دين، و عدالت ورزى را براى هماهنگى دلها، و فرمانبردارى از ما را براى نظم جامعه، و رهبرى ما را سبب امنيت از پراكندگى، و جهاد را براى عزّت بخشى اسلام، و بردبارى در برابر مشكلات را كمكى در بدست آوردن پاداش، و امر به معروف را براى اصلاح جامعه قرار داد.
بخشى از خطبه بزرگ، احتجاج، ج 1: 134.
قالَت فاطِمَةُ الزَّهراء عليها السلام :
ما يَصْنَعُ الصّائِمُ بِصِيامِهِ اِذا لَمْ يَصُنْ لِسانَهُ وَ سَمْعَهُ وَ بَصَرَهُ وَ جَوارِحَهُ.
حضرت فاطمه زهرا عليها السلام فرمود:
روزه دار اگر زبان و گوش و چشم و اندامش را حفـظ نـكند روزه او به چـه كارش آيـد؟
دعائم الاسلام 1: 268.
قالَت فاطِمَةُ عليها السلام :
اَلْبِشْرُ فى وَجْهِ الْمُؤْمِنِ يُوجِبُ لِصاحِبِهِ الْجَنَّةَ وَالْبِشْرُ فى وَجْهِ الْمُعانِدِ الْمُعادى يَقى صاحِبَهُ عَذابَ النّارِ.
حضرت زهرا عليها السلام فرمود:
خوشرويى با مؤمن، موجب دستيابى به بهشت مى شود و خوشرويى نسبت به غير مؤمن انسان را از عذاب آتش حفظ مى كند.
فاطمه الزهرا بهجة قلب المصطفى، ج 1: 300.
رُوِىَ عَن فاطِمَةَ الزَّهراءِ عليها السلام :
فِى الْمائِدَةِ اثْنَتا عَشْرَةَ خِصْلَةٌ يَجِبُ عَلى كُلِّ مُسْلِمٍ اَنْ يَعْرِفَها، اَرْبَعٌ فيها فَرْضٌ وَ اَرْبَعٌ فيها سُنَّةٌ وَ اَرْبَعٌ فيها تَأْديبٌ. فَاَمَّا الْفَرْضُ: فَالْمَعْرِفَةُ وَ الرِّضا وَ التَّسْمِيَةُ وَ الشُّكْرُ. وَ اَمَّا السُّنَّةُ: فَالْوُضُوءُ قَبْلَ الطَّعامِ وَالْأَكْلُ جالِسا وَالْجُلُوسُ عَلَى الْجانِبِ الْأيْسَرِ وَ الْأَكْلُ بِثَلاثِ اَصابِعَ. وَ اَمَّا التَّأديبُ: فَالْأَكْلُ مِمّا يَليكَ وَ تَصْغيرُ اللُّقْمَةِ وَ الْمَضْغُ الشَّديدُ وَقِلَّةُ النَّظَرِ فىوُجُوهِ النّاسِ.
از حضرت زهرا عليها السلام نقل شده است كه فرمود:
در آداب سفره دوازده خصلت است كه هر مسلمانى بايد آن را بداند. چهار خصلت واجب و چهار تا مستحب و چهار تاى ديگر از ادب است: شناخت (ارزش نعمت) و رضا (به روزى خداوندى) و نام خدا بر زبان آوردن و سپاس او گفتن از واجبات است، وضوى قبل از غذا و در حال نشسته غذا خوردن و نشستن روى طرف چپ و با سه انگشت غذا خوردن از مستحبات است، و خوردن از غذايى كه نزديك و روبروى توست و كوچك گرفتن لقمه و زياد جويدن و كمتر نگريستن به روى ديگران از آداب غذا خوردن است.
عوالم، ج 11: 629.
قالَت فاطِمَةُ لِبَعضِ النِّساءِ:
اِرْضى اَبَوَىْ دينِكِ مُحَمَّدا وَعَليّا بِسَخَطِ اَبَوَىْ نَسَبِكِ وَ لاتُرْضِى اَبَوَىْ نَسَبِكِ بَسَخَطِ اَبَوَىْ دينِكِ.
حضرت زهرا عليها السلام به برخى از زنان فرمود:
ـ در صورت ناچارى ـ براى جلب رضايت حضرت محمد و حضرت على عليهماالسلام ـ كه پدر اسلام و امت مسلمان هستند. پدر و مادر خويش را به خشم آر (از رنجش آنان هراس مكن) ولى مبادا براى جلب رضايت پدر و مادرت، آنان را به خشم آرى.
تفسير منسوب به امام عسكرى عليه السلام : 334.
عَن عَلِىٍّ عليه السلام قالَ:
كُنّا جُلُوسا عِندَ رَسُولِ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقالَ: أخبِرُونى أىُّ شَيٍ?خَيرٌ لِلنِّساءِ ؟ فَعَيينا، فَرَجَعتُ إلى فاطِمَةَ فَقالَت: خَيْرٌ لِلنِّساءِ اَنْ لا يَرَيْنَ الرِّجالَ وَ لا يَراهُنَّ الرِّجالُ.
حضرت امير المؤمنين گويد:
روزى پيامبر از ما سؤال كرد: بهترين كار براى زن چيست؟ كسى نتوانست پاسخ گويد. من اين پرسش را از فاطمه پرسيدم. او عليها السلام فرمود: ولى من مى دانم: بهـترين كار براى زن آن اسـت كـه مردان ـ نامحرم ـ را نبيند و مردان نيز او را نبينند.
كشف الغمه 1: 466.
مِن دُعائِها عليها السلام :
اَللّهُمَّ بِعِلْمِكَ الْغَيْبِ وَ قُدْرَتِكَ عَلَى الْخَلْقِ اَحْيِـنى مـا عـَلِمْتَ الْحَـياةَ خَيـْرا لى وَ تَوَفـَّنى اِذا كانَتِ الْوَفاةُ خَيـْرا لى. اَللّهُمَّ اِنّى اَسْئَلُكَ كَلِمَةَ الاِْخْلاصِ وَ خَشْيَتَكَ فِى الرِّضا وَ الْغَضَبِ وَ الْقَصْدَ فِى الْغِنى وَالْفَـقْرِ.
از دعاهاى حضرت زهرا عليها السلام :
بارالها ! به علم غيب و قدرت فراگيرت سوگند، مرا زنده بدار تا روزى كه آن، براى من سودمند است و بميران هنگامى كه مرگ، به سود من باشد. خدايا اعتقاد خالص و ترس از خودت را به هنگام خوشنودى و خشم و ميانه روى در حال دارايى و تهى دستى را از تو خواستارم.
بحارالانوار ج 94: 225.
قـالَتْ فـاطِمَةُ عليهاالسلام
... مَا الَّذى نَقَمُوا مِنْ أَبى الحَسَنٍ؟! نَقـَمُوا ـ وَاللّه ِ ـ مِنْهُ شِدَّةَ وَطْأَتِهِ وَ نَكالَ وَقْعَتِهِ وَ نَكيرَ سَيْفِهِ ـ وَ قِلَّـةَ مُـبالاتِهِ لِحَـتْفِهِ ـ وَ تَبَحُّـرِهِ فى كِتابِ اللّه ِ وَ تَنَمُّـرِهِ فى ذاتِ اللّه ِ. ;
حضرت زهرا عليهاالسلام فرمود
اينان ـ كارگردانان سقيفه ـ چه عيبى از ابوالحسن گرفتند؟! كه او را براى رهبرى جامعه اسلامى صالح نديدند! ـ بخدا سوگند عيب او را بر خورد سخت ـ و بدون مسامحه و سهل انگارى در برابر حق ـ و مرگبار بودن رويارويى با او و شمشير برّان و بى اعتنايى به مرگ و آگاهى گسترده نسبت به كتاب خدا و گردن فرازى در راه خدا دانسته اند. آنچه على عليه السلام را از همه ممتاز ساخته بود، استوارى در راه حق، جهاد بى امان با دشمنان خدا، شهادت طلبى و نترسيدن از مرگ، تبحّر در دين و شناختِ عميق از مكتب و قرآن و قاطعيّت و سازش ناپذيرى در راه خدا بود. همين صفتها سبب شده بود كسانى از روى حسد و دشمنى وجود او را نتوانند تحمّل كنند و از در دشمنى با او درآيند.;
دلائل الامامة: 125، الاحتجاج 1: 147
كانَتْ فـاطِمَـةُ عليهاالسلام
تَنْهَجُّ فىصَلاتِها مِنْ خَـوْفِ اللّه ِ تَعـالى. ;
نقل
حضرت فاطمه عليهاالسلام در نمـازش از ترس خـدا نفس نفس مى زد ـ وگريه درگلويش مى شكست ـ. نماز، پرستش انسان در برابر معبود است. هر چه معرفت عابد و نمازگزار بيشتر باشد، حالت خوف و رجا بيشتر مى شود. درك عظمت خالق، سبب مى شود كه بنده نيايشگر و نمازخوان، چشمى اشكبار و قلبى لرزان و حالت خضوع و خشوع در عبادت داشته باشد.
ارشاد القلوب: 105.
عَنْ فـاطِمَـةَ عليهاالسلام قالَتْ
سَمِعْتُ النَّبـِىَّ صلي الله عليه و آلهيَقُولُ; اِنَّ فِى الْجُمْعَةِ لَساعَةٌ لا يُراقِبُها رَجُلٌ مُسْلِمٌ يَسْأَلُ اللّه َ عَزَّوَجَلَّ فيها خَيْرا اِلاّ اَعْطاه... وَقالَ هِىَ اِذا تَدَلّى نِصْفُ عَيْنِ الشَّمْسِ لِلْغُروبِ... وَكانَتْ فـاطِمَـةُ عليهاالسلام تَقُولُ لِغُلامِها; اِصْعَدْ عَلَى الضَّرابِ ـ الظراب ـ فَاِذا رَأَيْتَ عَيْنَ الشَّمْسِ قَـدْ تَدَلّى لِلْغُـرُوبِ فَاءَعْلِمْنى حَتّى اَدْعُــوَ. ;
حضرت فاطمه عليهاالسلام گويد
شنيدم پيامبر صلي الله عليه و آلهمى فرمـود; در روز جمعه ساعتى است كه هركس آن را مراقبت كند و در آن لحظه دعا كند دعايش مستجاب شود، وآن زمانى است كه نيمى از خورشيد غروب كرده باشد. حضرت زهرا عليهاالسلام براى درك آن ساعت به خدمتكارش مى گفت; بر فراز بلندى برو و هرگاه ديدى نيمه خورشيد غروب نمود مرا خبر كن تا دعا كنم. هست حق را نفحاتى دلجوى كه كند سوى بشر گه گه روى از نگاه دينى، بعضى از روزها، جاها و لحظه ها از فضيلت بيشترى برخوردارند و به دليل آن ويژگى، آثار خاصى هم دارند. يكى از لحظات خاصّ كه خداوند دعاها را در آن قبول مى كند، هنگام غروب آفتاب است. از اين رو حضرت زهرا عليهاالسلام انتظار مى كشيد كه آن لحظه دعا فرا برسد.;
معانى الاخبار: 399
اِنَّ عَلِىَ بْنَ اَبىطالبٍ عليه السلام اَمَرَ فاطِمَةَ عليهاالسلامتَسْتَخْدِمُ رَسُـولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله فَقـالَتْ
يارَسُولَ اللّه ِ اِنَّهُ قَدْشُقَّ عَلَىَّ الرَّحى ـ وَاَرَتْهُ اَثَرا فى يَدَيْها مِنْ اَثَرِ الرَّحى ـ فَسَأَلَتْهُ اَنْ يُخْدِمَها خادِما، فَقالَ صلي الله عليه و آله; اَوَلا اُعَلِّمُكِ خَيْرا مِنَ الدُّنْيا وَما فيها؟ اِذا آوَيْتِ اِلى_'فِراشِكِ ف ;
اميرالمؤمنين عليه السلام به حضرت زهرا عليهاالسلام گفت تا برود و از پيامبر خادمى بخواهد. او نيز رفت و ضمن نشان دادن پينه هاى دستش گفت
آسياب كردن مرا به زحمت انداخته است و آنگاه درخواست خادمى كرد. پيامبر صلي الله عليه و آله در پاسخ فرمود; آيا نمى خواهى ـ به جاى خادم ـ هديه اى به تو دهم كه از همه دنيا ارزشمندتر باشد؟ هنگامى كه براى خواب آماده شدى سى و چهار بار «اللّه اكبر» و سى و سه بار «الحَمْدُ لِلّهِ» و سى و سه بار «سُبحانَ اللّه » بگو. تسبيح حضرت زهرا عليهاالسلام به نحوى كه در اين حديث آمده، فضيلت و ثواب بسيارى دارد و يكى از بهترين تعقيبات نمازها به شمار مى رود و مداومت بر آن موجب خشنودى پروردگار است.;
كنز العمّال 2: 57.
رُوِىَ اَنَّ رَسُولَ اللّه ِ صلي الله عليه و آله
كانَ يُحِبُّ فـاطِمَةَ عليهاالسلام لاَِنَّها كانَتْ زاهِدَةً عابِدَةً... وَ لاَِنَّها كانَتْ تَذْكِرَةً لَهُ مِنْ خديجَةَ. ;
نقل شده است كه
پيامبر صلي الله عليه و آله فـاطمـه عليهاالسلام را به آن جهت دوست داشت كه او دخترى پرهيزكار و همواره مشغول عبادت بود و به خاطر آنكه يادآور و يادگارى از خديجه بود. محبّت پيامبر خدا صلي الله عليه و آله نسبت به دختر گرامى اش حضرت زهرا عليهاالسلام صرفاً براى آن نبود كه وى، دخترش بود، بلكه كمالات و معنويات و فضايل برجسته آن حضرت، او را محبوب خدا و رسول ساخته بود و اين علاقه، ريشه در ارزشهاى مكتبى داشت. اينكه وى، يادآور مادرش حضرت خديجه عليهاالسلام بود، عامل ديگرى براى محبّت پيامبر نسبت به او بود.
مستدرك عوالم ج 1: 450.
كانَـتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام
اِذا سافَرَ رَسُولُ اللّه ِ صلي الله عليه و آلهوَبَلَغَها قُدُومُهُ تَخْرُجُ اِلى بابِ الْبَيْتِ تَنْتَظِرُهُ فَاِذا رَأَتْهُ بادَرَتْ اِلَيْـهِ وَ تَقَبَّـلَ وَجْهَـهُ. ;
نقل
هرگاه كه خبر بازگشت پيامبر از سفر، به مدينه مى رسيد، فاطمه بر در خانه به انتظار مى نشست و آنگاه كه پدر را مى ديد به استقبال مى رفت و صورت او را مى بوسيد. محبّت دوجانبه ميان پيامبر خدا صلي الله عليه و آله و دخترش حضرت زهرا عليهاالسلام نمونه بود. اگر زهراى اطهر چنان شوقى نسبت به پدر داشت، پيامبر هم چنان بود و وقتى سفر مى رفت، زهرا عليهاالسلام آخرين كسى بود كه پيامبر با او خداحافظى مى كرد و چون برمى گشت، پيش از همه به ديدار دخترش مى شتافت.
كشف الغمة ج 1: 145.
لَمَّااشْتَدَّتْ عَداوَةُ قُرَيْشٍ لِلنَّبِىِّ صلي الله عليه و آله
كانَتْ فاطِمَةُ عليهاالسلام تُدافِعُ عَنْهُ ما يَلْقى مِنْ كَيْدٍ وَ اَذَى الْمُشْرِكينَ وَ سُفَهاءِ قُرَيْشٍ، فَذاتَ يَوْمٍ... عَهِدُوا اِلى سَلى جَمَلٍ ـ جَزُورٍ ـ فَرَفَعُوهُ وَ وَضَعُوهُ عَلى رَأْسِ رَسُولِ اللّهِ صلي الله عليه و آله وَ هُوَ ساجِدٌ بِفَناءِ الْكَعْبَةِ... فَجائَتْ ابـْنَتُهُ فاطِمَةُ عليهاالسلام وَ هِىَ باكِيَةٌ فَاحْتَضَنَتْ ذالِكَ السَّلى فَرَفَعَـتْهُ عَنْـهُ فَـاَلْقَـتْهُ. ;
نقل
آنگاه كه ـ پس از وفات ابوطالب ـ دشمنى قريش نسبت به پيامبر شدت يافت، فاطمه عليهاالسلامدر مقابل نيرنگ و آزار مشركان و نابخردان قريش از پدر دفاع مى كرد. در يكى از روزها كه پيامبر در آستانه كعبه سر به سجده نهاده بود تعدادى از مشركين ـ عمروعاص و عقبه و... ـ شكمبه شترى برداشته و بر روى سر او نهادند. آنگاه دخترش فاطمه گريان آمد و آن را از روى سر پدر برگرفت و به سويى افكند. بى جهت نيست كه آن بانوى بزرگوار را «امّ ابيها» گفته اند، يعنى مادرِ پدر. وى با تمام وجود، ياور رسول خدا صلي الله عليه و آله و همدم لحظه هاى دشوار و غم هاى سنگين او بود.
احقاق الحق ج 25: 289 و شرح نهج البلاغه ج 6: 282.
- 1
- 2
- 3
- 4(current)
- 5