مَن يُقارِن قَرينَ السَّوءِ لا يَسلَم .
هركه با همنشينِ بد ، دوستى كند ، ايمن نمى ماند .
احادیث حضرت موسی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
مَن يُقارِن قَرينَ السَّوءِ لا يَسلَم .
هركه با همنشينِ بد ، دوستى كند ، ايمن نمى ماند .
يا بُنَيَّ ! . . . مَن يَدخُل مَداخِلَ السَّوءِ يُتَّهَم ، ومَن يَصحَب صاحِبَ السَّوءِ لا يَسلَم ، ومَن يَصحَبِ الصّاحِبَ الصّالِحَ يَغنَم .
پسركم! ... هركه به جايگاه هاى بدنام درآيد ، متّهم گردد و هركه با يارِ بد مصاحبت كند ، ايمن نمى ماند و هركه با يار درستكار مصاحبت كند ، سود مى برد .
أي بُنَيَّ ، واصِل أقرِباءَكَ ، و أكرِم إخوانَكَ ، وَ ليَكُن أخدانُكَ مَن إذا فارَقتَهُم و فارَقوكَ لَم تُعَب بِهِم .
پسركم! با خويشانت بپيوند و برادرانت را گرامى بدار . دوستانت كسانى باشند كه هرگاه از آنان جدا شدى و از تو جدا شدند، به سبب آنها بر تو عيب نگيرند .
ـ لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ ـ : يا بُنيَّ ، جالِسِ العُلَماءَ ، وزاحِمْهُم برُكبَتَيكَ ؛ فإنّ اللّه َ عَزَّوجلَّ يُحيي القُلوبَ بِنُورِ الحِكمَةِ كما يُحيي الأرضَ بِوابِلِ السَّماءِ .
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : فرزندم! با دانشمندان بنشين و زانو به زانوى آنان بزن؛ زيرا خداوند عز و جل، همچنان كه زمين را با بارش آسمان حيات مى بخشد، دلها را با نور حكمت زنده مى كند.
ـ لابنِهِ وهو يَعِظُهُ ـ : يابُنَيَّ ، لِكُلِ شَيءٍ علامةٌ يُعرَفُ بها ويُشهَدُ علَيها ... وللغافِلِ ثلاثُ علاماتٍ : السَّهوُ ، واللَّهوُ ، والنِّسيانُ .
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : پسرم! هر چيزى را نشانه اى است كه با آن شناخته مى شود و به وجود آن گواهى مى دهد ... و غافل را سه نشانه است : سهو و سرگرمى و فراموشى.
ـ في وصيَّتِهِ لابنِهِ ـ : يا بُنَيَّ ، لا يكونُ الدِّيكُ أكيَسَ مِنكَ ،يقومُ في وَقتِ السَّحَرِ ويَستَغفِرُ ، وأنتَ نائمٌ !
ـ در سفارش به فرزند خود ـ فرمود : فرزندم! مبادا خروس از تو زرنگتر باشد، هنگام سحر كه تو در خوابى او بر مى خيزد و آمرزش مى طلبد!
ـ لِابنِهِ وهُوَ يَعِظُهُ ـ : يا بُنَيَّ ، إن تَكُ في شَكٍّ مِنَ المَوتِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ النَّومَ ولَن تَستَطيعَ ذلكَ ، وإن كُنتَ في شَكٍّ مِنَ البَعثِ فَارفَعْ عَن نَفسِكَ الانتِباهَ ولَن تَستَطيعَ ذلكَ .
ـ در اندرز به فرزند خود ـ فرمود : فرزندم! اگر در مردن شك دارى، خوابيدن را از خودت بردار اما بدان كه هرگز توان اين كار را ندارى و اگر در برانگيخته شدن ترديد دارى بيدار شدن از خواب را از خودت دور گردان، اما بدان كه هرگز نتوانى چنين كنى.
ـ لِابنِه وهُوَ يَعِظُهُ ـ : إن أردتَ أن تَجمَعَ عِزَّ الدّنيا فَاقطَعْ طَمَعَكَ مِمّا في أيدي النّاسِ ؛ فإنَّما بَلَغَ الأنبِياءُ والصِّدِّيقونَ ما بَلَغوا بِقَطعِ طَمَعِهِم .
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : اگر مى خواهى عزّت دنيا را به دست آورى، طمع خويش را از آنچه مردم دارند، ببُر؛ زيرا پيامبران و صدّيقان، به سبب بركندن طمع خود، به آن مقامات رسيدند.
ـ في وَصِيَّتِهِ لاِبنِهِ ـ : يا بُنَيَّ ، لِيَكُن مِمّا تَتَسَلَّحُ بِهِ عَلى عَدُوِّكَ فَتَصرَعُهُ المُماسَحَةُ وإعلانُ الرِّضا عَنهُ ، ولا تُزاوِلْهُ بِالمُجانَبَةِ فيَبدُوَ لَهُ ما في نَفسِكَ فَيتَأهَّبَ لَكَ .
ـ در سفارش به فرزند خود ـ فرمود : فرزندم! از جمله چيزهايى كه بايد در برابر دشمنت به آن مسلّح شوى و در نتيجه، او را به خاك افكنى، اين است كه با او به زبان چرب و نرم سخن گويى و وانمود كنى كه از وى خرسند هستى، و از او دورى مكن كه آنچه در انديشه ات مى گذرد بر او آشكار مى شود و در نتيجه، خودش را در برابر تو آماده مى سازد.
ـ لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ ـ : صَلِّ في جَماعَهٍ ولو عَلَى رَأسِ زُجٍّ !
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : نماز را با جماعت بخوان ، گرچه روى نيزه باشد !
ـ لابنِهِ وهو يَعِظُهُ ـ : بِعْ دُنياكَ بِآخِرَتِكَ تَربَحْهُما جميعاً ، ولا تَبِعْ آخِرَتَكَ بدُنياكَ تَخْسَرهما جميعاً .
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : دنيايت را به آخرتت بفروش كه هر دو را به دست مى آورى وآخرتت را به دنيايت مفروش كه هر دو را از دست مى دهى .
لا يُعْرَفُ الحَليمُ إلّا عِندَ الغَضَبِ .
بردبار، جز هنگام خشم شناخته نشود .
ـ مِن وصيَّتِهِ لابنهِ ـ : يا بُنَيّ ، تَعلَّمِ الحِكمَةَ تَشْرُفْ ؛ فإنَّ الحِكمَةَ تَدُلُّ على الدِّينِ ، وتُشَرِّفُ العَبْدَ على الحُرِّ ، وتَرفَعُ المِسكينَ على الغَنيِّ ، وتُقَدِّمُ الصَّغيرَ على الكَبيرِ .
ـ در سفارشهاى خود به فرزندش ـ فرمود : فرزندم ! حكمت بياموز تا ارجمند شوى ! زيرا كه حكمت، به دين رهنمون مى شود و بنده را بر آزاده شرافت مى بخشد و تهيدست را از ثروتمند بالاتر مى برد و كوچك را از بزرگ پيش مى اندازد .
ـ لابنِهِ ـ : يا بُنيَّ لا تُحَقِّرنَّ أحَدابخُلْقانِ ثِيابِهِ ؛ فإنَّ ربَّكَ وربَّهُ واحدٌ .
ـ به فرزندش ـ فرمود : فرزندم ! هيچ كس را به سبب كهنه بودن جامه اش حقير مشمار ؛ زيرا كه پروردگار تو و او يكى است .
يا بُنيَّ ، جالِسِ العُلَماءَوزاحِمْهُم برُكْبَتَيْكَ ، فإنّ اللّه َ عزّ وجلّ يُحْيي القُلوبَ بنُورِ الحِكمَةِ كما يُحْيي الأرضَ بِوابِلِ السّماءِ .
فرزندم! با دانشمندان نشست و برخاست كن و زانو به زانوى آنها بنشين ؛ چه، خداوند عز و جل دلها را با نور حكمت زنده مى گرداند همچنان كه زمين را با بارش آسمان زندگى مى بخشد.
يا بُنيَّ ، أدِّ الأمانةَ تَسلَمْ لكَ دُنياكَ وآخِرتُكَ ، وكُنْ أمينا تَكُنْ غَنيّا
فرزندم! امانت را [به صاحبش ]برگردان تا دنيا و آخرتت سالم بماند، و امانتدار باش تا توانگر باشى.
ـ لابنِهِ وهُو يَعِظُهُ ـ : يا بُنَيَّ ، ثِقْ باللّه ِ عَزَّوجلَّ ثُمّ سَلْ في النّاسِ : هَل مِن أحَدٍ وَثِقَ باللّه ِ فلَم يُنجِهِ ؟! يا بُنَيَّ ، تَوَكَّلْ علَى اللّه ِ ثُمّ سَلْ في النّاسِ : مَن ذا الّذي تَوَكَّلَ علَى اللّه ِ فلَم يَكفِهِ ؟!
ـ در اندرز به فرزندش ـ فرمود : فرزندم! به خداوند عز و جل اعتماد كن و آنگاه در ميان مردم پرس و جو كن [ببين ]آيا كسى هست كه به خدا اعتماد كرده باشد و خداوند او را نجات نداده باشد؟! فرزندم! به خدا توكّل كن و سپس در ميان مردم پرسش كن كه: كيست كه به خدا توكّل كرده و خداوند كفايتش نكرده باشد؟!
يا بُنَىَّ، اَلشَّرُّ لا يُطْفى بِالشَّرِّ؛ كالنّارِ لا تُطْفى بِالنّارِ، وَ لكِنَّهُ يُطْفى بِالْخَيرِ؛ كالنّارِ تُطفى بِالماءِ؛
فرزندم! بدى با بدى خاموش نمى شود، چنان كه آتش با آتش خاموش نمى شود. بدى با خوبى خاموش مى شود، چنان كه آتش با آب، خاموش مى گردد.
يا بُنَىَّ! لا تَعْدُ بَعْدَ تَقْوى اللّه ِ مِنْ اَنْ تَتَّخِذَ صاحِبا صالِحا؛
فرزندم! پس از تقواى الهى، از گرفتن دوستِ شايسته نگذر.
يا بُنَىَّ اجْعَلْ غِناكَ فى قَلْبِكَ وَ اِذَا افْتَقَرْتَ فَلاتُحَدِّثِ النّاسَ بِفَقْرِكَ فَتَهُونَ عَلَيْهِمْ وَ لكِنِ اسْأَلِ اللّه َ مِنْ فَضْلِهِ؛
فرزندم! بى نيازى را در دل و جانت قرار ده و چون محتاج شدى، به مردم مگو كه در نزد آنان حقير مى شوى، بلكه از فضل خداوند بخواه.