لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما ؛
هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مى كنم و در مصيبت تو به جاى اشك ، خون مى گريم .
احادیث امام مهدی علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
لأَندُبَنَّكَ صَباحا و مَساءً و لأَبكِيَنَّ عَلَيكَ بَدَلَ الدُّمُوعِ دَما ؛
هر صبح و شام بر تو گريه و شيون مى كنم و در مصيبت تو به جاى اشك ، خون مى گريم .
كان [الإمامُ العَسكَري عليه السلام ] نُورا ساطِعا و قَمَرا زاهِرا اختارَ اللّه ُ لَهُ ما عِندَهُ فَمَضى عَلى مِنهاجِ آبائِهِ حَذوَ النَّعلِ بِالنَّعلِ ؛
او نورى فروزان و ماهى درخشان بود كه خداوند آنچه را نزد خود بود براى او برگزيد . او راه و روش پدران بزرگوار خود را گام به گام دنبال كرد تا رحلت فرمود .
إنَّ لِي في إبنَةِ رَسولِ اللّه ِ اُسوَةٌ حَسَنةٌ ؛
دختر رسول خدا (فاطمه) براى من سرمشقى نيكو است .
إنَّ اللّه َ بَعَثَ مُحَمَّدا رَحمَةً لِلعالَمينَ و تَمَّمَ بِهِ نِعمَتَهُ ؛
خداوند محمّد را برانگيخت تا رحمتى براى جهانيان باشد و نعمت خود را تمام كند .
إنّي أمانٌ لأِهلِ الأرضِ كَما أنَّ النُّجُومَ أمانٌ لأِهلِ السَّماءِ ؛
من مايه امان اهل زمينم ؛ چنان كه ستارگان مايه امان اهل آسمان اند .
أنَا بَقِيَّةُ اللّه ِ في أرضِهِ و خَليفَتُهُ و حُجَّتُهُ عَلَيكُم ؛
من يادگار خدا در زمين و جانشين و حجّت او بر شما هستم .
أمّا وَجهُ الاِنتفاعِ بِي في غَيبَتي فَكَالاِنتِفاعِ بِالشَّمسِ إذا غَيَّبَها عَنِ الأبصارِ السَّحابُ ؛
چگونگى بهره مندى از وجود من در دوران غيبتم ، همچون بهره اى است كه از خورشيد مى برند ، آن گاه كه ابر آن را از ديدگان نهان مى كند .
أنَا الَّذي أملأَُها عَدلاً كَما مُلِئَت جَورا ؛
منم كه زمين را از عدالت لبريز مى كنم ، چنان كه از ستم آكنده است .
إنَّ الأرضَ لا تَخلُو مِن حُجَّةٍ إمّا ظاهِرا و إمّا مَغمُورا ؛
زمين از حجّتى آشكار يا نهان خالى نيست .
لِيَعمَل كُلُّ امْرِءٍ علَى ما يُقَرَّبُ مِن مَحَبَّتِنا ؛
هر يك از شما بايد كارى كند كه با آن به محبّت ما نزديك شود .
ما اُرغِمَ أنفُ الشَّيطانِ بِشَى ءٍ مِثلِ الصَّلاةِ ؛
هيچ چيز مانند نماز ، بينى شيطان را به خاك نمى مالد .
إجعَلوا قَصدَكُم إلَينا بِالمَوَدَّةِ عَلَى السُّنَّةِ الواضِحَةِ ؛
گرايش خود را به ما ، با دوست داشتن سنّت روشن همراه كنيد .
إنَّ اللّه َ مَعَنا ، فَلا فاقَةَ بِنا إلى غَيرِهِ و الحَقُّ مَعَنا فَلَن يُوحِشَنا مَن قَعَدَ عَنّا ؛
خدا با ما است و نيازمند ديگرى نيستيم . حق با ما است و باكى نيست كه كسى از ما روى بگرداند .
أنا خاتِمُ الأوصِياءِ ، بي يُدفَعُ البَلاءُ مِن أهلي و شيعَتي ؛
من وصىّ آخرين ام ؛ به وسيله من بلا از خانواده و شيعيانم دفع مى شود .
إنّا يُحيطُ عِلمُنا بأنبائِكُم و لايعَزُبُ عَنّا شَى ءٌ مِن أخبارِكُم ؛
ما از همه خبرهاى شما آگاهيم و چيزى از خبرهاى شما از ما پنهان نيست .
أكثِروا الدُّعاءَ بِتَعجيلِ الفَرَجِ فَإنَّ ذلِكَ فَرَجُكُم ؛
براى تعجيل در فرج بسيار دعا كنيد ، كه فرج من فرج شما نيز هست .
يا مَن أظهَرَ الجَميلَ و سَتَرَ القَبيحَ يا مَن لَم يُؤاخِذ بِالجَريرَةِ و لَم يَهتِكِ السِّترَ يا عَظيمَ المَنِّ يا كَريمَ الصَّفحِ يا حَسَنَ التَّجاوُزِ ؛
اى آن كه [كار] زيبا را آشكار مى كند و [كار] زشت را مى پوشاند! اى آن كه بر بدكارى مؤاخذه نمى كند و پرده نمى درد ! اى آن كه منّتش بزرگ و چشم پوشى اش كريمانه و گذشتش نيكو است !
ـ في صِفَةِ الأَوصِياءِ ـ : أحيى بِهِم دينَهُ ، وأتَمَّ بِهِم نورَهُ ، وجَعَلَ بَينَهُم وبَينَ إخوانِهِم وبَني عَمِّهِم والأَدنَينَ فَالأَدنَينَ مِن ذَوي أرحامِهِم فُرقانًا بَيِّنًا ، يُعرَفُ بِهِ الحُجَّةُ مِنَ المَحجوجِ ، والإِمامُ مِنَ المَأمومِ ، بِأَن عَصَمَهُم مِنَ الذُّنوبِ ، وبَرَّأَهُم مِنَ العُيوبِ، وطَهَّرَهُم مِنَ الدَّنَسِ ، ونَزَّهَهُم مِنَ اللَّبسِ ، وجَعَلَهُم خُزّانَ عِلمِهِ ، ومُستَودَعَ حِكمَتِهِ ، ومَوضِعَ سِرِّهِ ، وأيَّدَهُم بِالدَّلائِلِ ، ولَولا ذلِكَ لَكانَ النّاسُ عَلى سَواءٍ ، ولاَدَّعى أمرَ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ كُلُّ أحَدٍ ، ولَما عُرِفَ الحَقُّ مِنَ الباطِلِ ، ولا العالِمُ مِنَ الجاهِلِ .
ـ در توصيف اوصيا ـ : خداوند، دين خود را با آنها احيا كرده و با آنها نورش را به كمال رسانده و ميان آنها و برادرانشان و پسرعموهاشان و خويشان نزديك و نزديكترشان فرقانى آشكار قرار داده است كه با آن حجّت از آن كه حجّت براى او آورده شده و امام از مأموم شناسايى مى شود و اين از آن روست كه خداوند آنها را از هر گونه پلشتى مصون داشته و از عيوب مبرّايشان كرده و از ناپاكى پاكشان گردانده و از درهم شدگى منزّه شان داشته است و آنها را گنجوران علم خود و مخزن حكمتش و جايگاه سرّش قرار داده است. خداوند آنها را با دلايل خود تأييد كرده و اگر چنين نمى بود مردم همه يكسان بودند و هر كس مدّعى امر [ منصوب شدن از سوى ] خداوند عزّوجل مى شد و ديگر حقّ از باطل و دانا از نادان شناخته نمى شد.
مَن أحَبَّنا فَليَعمَل بَعَمَلِنا ، وَليَستَعِن بِالوَرَعِ ، فَإِنَّهُ أفضَلُ مايُستعانُ بِهِ في أمرِ الدُّنيا وَالآخِرَةِ
هر كه ما را دوست دارد، بايد به كردار ما عمل كند و از پارسايى مدد گيرد ؛ چرا كه آن، بهترين مددكار در امر دنيا و آخرت است.
اللّهُمَّ لَكَ الحَمدُ عَلى ماجَرى بِهِ قَضاؤُكَ في أولِيائِكَ ، الَّذينَ استَخلَصتَهُم لِنَفسِكَ ودينِكَ ، إذِ اختَرتَ لَهُم جَزيلَ ما عِندَكَ مِنَ النَّعيمِ المُقيمِ الَّذي لا زَوالَ لَهُ ولاَ اضمِحلالَ ، بَعدَ أن شَرَطتَ عَلَيهِمُ الزُّهدَ في دَرَجاتِ هذِهِ الدُّنيَا الدَّنِيَّةِ وزِبرِجِها ، فَشَرَطوا لَكَ ذلِكَ ، وعَلِمتَ مِنهُمُ الوَفاءَ بِهِ ، فَقَبِلتَهُم وقَرَّبتَهُم وقَدَّمتَ لَهُمُ الذِّكرَ العَلِيَّ ، وَالثَّناءَ الجَلِيَّ ، وأهبَطتَ عَلَيهِم مَلائِكَتَكَ ، وكَرَّمتَهُم بِوَحيِكَ ، ورَفَدتَهُم بِعِلمِكَ .
بار خدايا! سپاس ، توراست بر آنچه به قضاى تو بر اوليايت گذشت؛ همانان كه آنان را براى خودت و دينت برگزيدى؛ چرا كه نعمت هاى فراوانِ ماندگار و زوال ناپذير و از بين نرفتنى را ـ كه نزد توست ـ براى آنان انتخاب كردى، پس از آن كه با آنان شرط كردى كه از مقامات و زينت اين دنياى پست ، چشم بپوشند، و آنان هم اين شرط تو را پذيرفتند، و دانستى كه به اين شرط ، وفا مى كنند. پس ، آنان را پذيرفتى و مقرّب درگاه خويش نمودى و نامشان را بلند داشتى و آشكارا آنان را ستوده، فرشتگانت را بر آنان فرو فرستادى، و به وحى خويش سرافرازشان نموده، از دانش خود عطايشان كردى.