كَفاكَ اَدَبا تَجَـنُّـبُكَ ما تَـكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ؛
براى ادب تو همين بس كه آنچه را از ديگران نمى پسندى، از آن دورى كنى.
احادیث امام حسن عسگری علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
كَفاكَ اَدَبا تَجَـنُّـبُكَ ما تَـكْرَهُ مِنْ غَيْرِكَ؛
براى ادب تو همين بس كه آنچه را از ديگران نمى پسندى، از آن دورى كنى.
اِتَّقُوا اللّهَ وَ كُونُوا زَيْنا وَ لا تَكونُوا شَيْنا؛
تقواى الهى پيشه كنيد و مايه افتخار و آبرو باشيد نه مايه ننگ و شرمندگى.
إِنَّ الْمُؤْمِنَ نَعْرِفُهُ بِسيماهُ، وَ نَعْرِفُ الْمُنافِقَ بِميسَمِهِ؛
مؤمن را از سيمايش مى شناسيم و منافق را از نشانه هايش.
لَيْسَ مِنَ الاَْدَبِ اِظْهارُ الْفَرَحِ عِنْدَ الْمَحْزونِ؛
شادى كردن در حضور غمگين، از ادب به دور است.
فى تفسير قوله تعالى «وَ قُولُوا لِلنّاسِ حُسْنا» قالَ: قُولُوالِلنّاسِ كُلِّهُمْ حُسْنا مُؤمِنِهُمْ وَ مُخالِفِهُمْ، أمّا المؤمِنونَ فَيَبْسُطُ لَهُمْ وَجْهَهُ وَ أمّاالْمُخالِفونَ فَيُكَلِّمُهُمْ بِالْمُداراةِ لاِجْتِذابِهِمْ اِلىَ الاْيمانِ. فَاِنِ استَتَرَ مِنْ ذلِكَ بِكفِّشُرورِهمْ عَنْ نَفْسِهِ وَ عَنْ اِخْوانِهِ المُؤمِنينَ؛
در تفسير آيه «با مردم به زبان خوش سخن بگوييد» فرمود: يعنى با همهمردم، چه مؤمن و چه مخالف، به زبان خوش سخن بگوييد. مؤمن، به هم مذهبان، روىخوش نشان مى دهد و با مخالفان، با مدارا سخن مى گويد تا به ايمان، جذبشوند و حتّى اگر نشدند، با اين رفتار، از بدى هاى آنان در حقّ خود و برادرانمؤمنش، پيشگيرى كرده است.
مَنْ وَعَظَ اَخاهُ سِرّا فَقَدْ زانَهُ وَ مَنْ وَعَـظَـهُ عَلانيَةً فَقَدْ شانَهُ؛
هر كس برادر (دينى اش) را پنهانى نصيحت كند، او را آراسته و اگر آشكارا نصيحتشنمايد، ارزش او را كاسته است.
إيّاكَ وَالإذاعَةَ وطَلَبَ الرِّئاسَةِ فَإنَّهُما يَدعُوانِ إلَى الهَلَكَةِ؛
از افشاى اسرار و رياست جويى بپرهيز ؛ زيرا اين دو به هلاكت كشانند.
اَلإشراكُ فِي النّاسِ أخفى مِن دَبيبِ النَّملِ عَلَى المِسحِ الأسوَدِ في اللَّيلَهِ المُظلِمَةِ؛
شرك آورى در ميان مردم ، از جنبش مور بر پلاس سياه در شب تار ، پنهان تر است.
حُبُّ الأبرارِ لِلأبرارِ ثَوابٌ لِلأبرارِ وحُبُّ الفُجّارِ لِلأبرارِ فَضيلَةٌ لِلأبرارِ؛
محبّت نيكان به نيكان ، ثوابى براى نيكان است و محبّت بَدان به نيكان ، فضيلتى براى نيكان است.
مِنَ الجَهلِ الضِّحكُ مِن غَيرِ عَجَبٍ؛
خنده بيجا از نادانى است.
إتَّقُوا اللّه َ وكُونوا زَينا ولاتَكونُوا شَينا؛
از خدا پروا كنيد و موجب آراستگى (و آبرومندى) باشيد ، نه مايه زشتى (و بدنامى).
بِئسَ العَبدُ عَبدٌ يَكونُ ذاوَجهَينِ وذالِسانَينِ؛
چه بد بنده اى است بنده اى كه دورو و دو زبان باشد!
اَلغَضَبُ مِفتاحُ كُلِّ شَرٍّ ؛
خشم ، كليد هر بدى است.
أقَلُّ النّاسِ راحَةً الحَقودُ؛
كينه ور ، كم آسايش ترينِ مردم است.
قَلبُ الأحمَقِ في فَمِهِ وفَمُ الحَكيمِ في قَلبِهِ؛
دل بى خرد در دهانش ، و دهان فرزانه در دلش است.
لايَشغَلكَ رِزقٌ مَضمونٌ عَن عَمَلٍ مَفروضٍ؛
مبادا كه روزىِ ضمانت شده از كار واجب ، بازت دارد.
ما تَرَكَ الحَقَّ عَزيزٌ إلاّ ذَلَّ ولا أخَذَ بِهِ ذَليلٌ إلاّ عَزَّ؛
هيچ عزّتمندى حق را ترك نكند ، مگر آن كه خوار شود ، و هيچ خوارى به حق نگرايد ، مگر آن كه عزّت يابد.
خَصلَتانِ لَيسَ فَوقَهُما شَى ءٌ : الإيمانُ بِاللّه ِ ونَفعُ الإخوانِ؛
دو خصلت است كه وراى آن دو ، چيزى نباشد : ايمان به خدا و سودرساندن به برادران.
جُرأةُ الوَلَدِ عَلى والِدِهِ في صِغَرِهِ تَدعُو إلَى العُقوقِ في كِبَرِهِ؛
گستاخى فرزند بر پدر خود در خُردى ، به عاقّ او در بزرگى انجامد.
نَحنُ كَهفٌ لِمَنِ التَجَأَ إلَينا ، ونورٌ لِمَنِ استَضاءَ بِنا ، وعِصمَةٌ لِمَنِ اعتَصَمَ بِنا، مَن أحَبَّنا كانَ مَعَنا فِي السَّنامِ الأَعلى ، ومَنِ انحَرَفَ عَنّا فَإِلَى النّارِ
ما پناهگاهى هستيم براى كسى كه به ما پناه آورَد و نورى هستيم براى آن كه از ما پرتو طلبد و موجب مصونيت كسى هستيم كه از ما پناه جويد. هر كه ما را دوست بدارد در مراتب بالا با ما خواهد بود و هر كه از راه ما كج گردد به سوى آتش ره خواهد برد.