مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتْهُ المَصادِرُ ؛
كسى كه راه ورود به كارى را نشناسد ، راه برون شدن از آن درمانده اش مى كند .
احادیث امام جواد علیه السلام؛ برای خواندن کامل و اشتراکگذاری بهتر، روی هر حدیث بزن.
مَن لَم يَعرِفِ المَوارِدَ أعيَتْهُ المَصادِرُ ؛
كسى كه راه ورود به كارى را نشناسد ، راه برون شدن از آن درمانده اش مى كند .
مَن رَضِيَ بِدونِ الشَّرَفِ مِنَ المَجلِسِ لَم يَزَلِ اللّه ُ و مَلائِكَتُهُ يُصَلُّونَ عَلَيهِ حَتّى يَقومَ ؛
هر كه از نشستن در پايين مجلس خرسند باشد ، خدا و فرشتگانش پيوسته بر او درود مى فرستند تا آن گاه كه برخيزد .
مَن رَضِىَ بِالعافِيَةِ مِمَّن دُونَهُ رُزِقَ السَّلامَةَ مِمَّن فَوقَهُ ؛
هر كس از عافيت زير دستانش خشنود باشد ، از بالا دستش در امان مى ماند .
أفضَلُ أعمالِ شيعَتِنَا انتِظارُ الفَرَجِ
برترين اعمال شيعيان ما انتظار فرج [ظهور امام زمان عليه السلام ] است .
اَلْمُؤمِنُ يَحْتاجُ إلى ثَلاثِ خِصالٍ: تَوْفيقٍ مِنَ اللّه ِ وَواعِظٍ مِنْ نَفْسِهِوَقَبُولٍ مِمَّنْ يَنْصَحُهُ؛
مؤمن نيازمند سه چيز است: توفيقى از پروردگار، پند دهنده اى از درون خويش وپذيرش از نصيحت كنندگان.
مَن غَلَبَ جَزَعُهُ عَلى صَبرِهِ حَبِطَ أجرُهُ؛
هر كه بى تابى اش بر شكيبايى اش چيره آيد ، اجرش تباه مى شود.
مَن شَهِدَ أمرا فَكَرِهَهُ كانَ كَمَن غابَ عَنهُ ومَن غابَ عَن أمرٍ فَرَضِيَهُ كانَ كَمَن شَهِدَهُ؛
هر كه حاضر و ناظر كارى باشد و آن را ناپسند دارد ، مانند كسى است كه [آن هنگام] غايب بوده ، و هر كه در كارى حاضر و ناظر نباشد ، ولى بِدان راضى باشد ، مانند كسى است كه خود در آن حضور (و مشاركت) داشته است .
مَن أصغى إلى ناطِقٍ فَقَد عَبَدَهُ فَإن كانَ النّاطِقُ عَنِ اللّه ِ فَقَد عَبَدَ اللّه َ وإن كانَ النّاطِقُ يَنطِقُ عَن لِسانِ إبليسَ فَقَد عَبَدَ إبليسَ؛
هر كه گوش به گفته سخنگويى دهد ، در واقع او را پرستيده است . اگر [آن سخنگو] از خدا بگويد ، خدا را پرستيده ، و اگر از شيطان بگويد ، شيطان را پرستيده است.
تَأخيرُ التَّوبَةِ إغترارٌ؛
به تأخير انداختن توبه ، فريبْ خوردگى است.
طُولُ التَّسويفِ حَيَرةٌ؛
امروز و فردا كردنِ بسيار ، سرگردانى است.
ما مِنّا إلاّ وهُوَ قائِمٌ بِأَمرِ اللّه ِ عَزَّوجَلَّ ، وهادٍ إلى دينِ اللّه ِ
از ما نيست مگر كسى كه به امر خداوند عز و جل كمر بسته و به سوى دين خدا هدايت مى كند.
نَحنُ خُزّانُ اللّه ِ عَلى عِلمِهِ وغَيبِهِ وحِكمَتِهِ ، وأوصِياءُ أنبِيائِهِ ، وعِبادٌ مُكرَمونَ
ما گنجوران خداونديم در علم و غيب و حكمت او و اوصياى پيامبرانش و بندگان ارجمند او هستيم.
الحَمدُ للّه ِِ الَّذي خَلَقَنا مِن نورِهِ بِيَدِهِ ، واصطَفانا مِن بَرِيَّتِهِ ، وجَعَلَنا اُمناءَهُ عَلى خَلقِهِ
سپاس خدايى را كه ما را با دست خود از نور خويش آفريد و از ميان بندگانش ما را برگزيد و ما را معتمدان در ميان خلايقش قرار داد.
ـ في قُنوتِهِ ـ : اللّهُمَّ أدِل لِأَولِيائِكَ مِن أعدائِكَ الظّالِمينَ . . . الَّذينَ . . . اتَّخَذوا ـ اللّهُمَّ ـ مالَكَ دُوَلاً ، وعِبادَكَ خَوَلاً ، وتَرَكُوا اللّهُمَّ عالَمَ أرضِكَ في بَكماءَ عَمياءَ ظَلماءَ مُدلَهِمَّةٍ ، فَأَعيُنُهُم مَفتوحَةٌ ، وقُلوبُهُم عَمِيَةٌ ، ولَم تُبقِ لَهُمُ اللّهُمَّ عَلَيكَ مِن حُجَّةٍ . لَقَد حَذَّرتَ اللّهُمَّ عَذابَكَ وبَيَّنتَ نَكالَكَ ، ووَعَدتَ المُطيعينَ إحسانَكَ ، وقَدَّمتَ إلَيهِم بِالنُّذرِ ، فَآمَنَت طائِفَةٌ ، فَأَيِّدِ اللّهُمَّ الَّذينَ آمنَوا عَلى عَدُوِّكَ وعَدُوِّ أولِيائِكَ ، فَأَصبَحوا ظاهِرينَ وإلَى الحَقِّ داعينَ ولِلإِمامِ المُنتَظَرِ القائِمِ بِالقِسطِ تابِعينَ
ـ در قنوت خود ـ : بار خدايا، دوستانت را بر دشمنان ستمگرت پيروز گردان،... همانان كه... اموال تو را در ميان خود دست به دست چرخاندند و بندگانت را به بردگى گرفتند و جهان سرزمين تو را، بار خدايا، در كرى و كورى و تاريكى شديد رها كردند، چشمانشان باز است و دلهايشان كور و براى آنان، بار خدايا، بر تو حجّتى نمانده است؛ بار خدايا، تو آنان را از عذاب خود برحذر داشتى و كيفرت را برايشان روشن ساختى و به فرمانبرداران، وعده احسانت را دادى و پيشاپيش به آنان هشدار دادى، پس طايفه اى ايمان آوردند ـ بار خدايا، كسانى را كه ايمان آوردند در برابر دشمن خود و دشمن دوستانت تأييد فرما ـ و آشكار (و پيروز) گرديدند و دعوتگر به سوى حقّ شدند و پيروى از امام منتظر عدالت گستر را پيشه كردند.
ثَلاثُ خِصالٍ تُجتَلبُ بِهِنَّ المَحَبَّةُ : الإِنصافُ فِي المُعاشَرَةِ، وَالمُؤاساةُ فِي الشِّدَّةِ وَالاِنطِواعِ ، وَالرُّجوعُ إلى قَلبٍ سَليمٍ .
با سه خصلت ، دوستى را به دست مى آورند : انصاف در معاشرت ، همدردى [با ديگران ]در خوشى و ناخوشى ، و داشتن قلبى پاك [از گناهان].
مَنِ انقادَ إلَى الطُمَأنينَةِ قَبلَ الخُبرَةِ فَقَد عَرَّضَ نَفسَهُ لِلهَلَكَةِ ، ولِلعاقِبَةِ المُتعِبَةِ .
هركه پيش از آزمودنِ [كسى] تسليم اطمينان شود ، خود را در معرض هلاكت و عاقبت رنج آلود ، قرار داده است .
إيّاكَ و مُصاحَبَةَ الشِّرّيرِ ؛ فَإِنَّهُ كَالسَّيفِ المَسلولِ ؛ يَحسُنُ مَنظَرُهُ ، ويقَبُحُ أثَرُهُ .
از مصاحبت با شخص شرير بپرهيز ، كه چون شمشيرِ برهنه است ؛ منظره اش نيكو و اثر (زخم) آن زشت است .
أمّا هذِهِ الدُّنيا فَإِنّا فيها مُغتَرِفونَ ، ولكِن مَن كانَ هَواهُ هَوى صاحِبِهِ ودانَ بِدينِهِ فَهُوَ مَعَهُ حَيثُ كانَ ، والآخِرَةُ هِيَ دارُ القَرارِ .
امّا اين دنياست كه ما از آن بهره گيرانيم ؛ ليكن هركه علاقه اش ، همان علاقه دوستش باشد و به دين او گرايد ، هرجا كه باشد ، همراه او خواهد بود و آخرت ، سراى ماندن است .
ـ لَمّا سَألَهُ عبدُ العَظيمِ الحَسَنيُّ عن ذي الكِفلِ ما اسمُهُ ؟ وهلَ كانَ مِن المُرسَلينَ ؟ ـ : بَعَثَ اللّه ُ تعالى جَلَّ ذِكرُهُ مِائةَ ألفِ نَبيٍّ وأربَعةً وعِشرينَ ألفَ نَبيٍّ ، المُرسَلونَ مِنهُم ثلاثُمِائةٍ وثلاثَةَ عَشَرَ رجُلاً ، وإنّ ذا الكِفلِ مِنهُم صلواتُ اللّه ِ علَيهِم . وكانَ بَعدَ سُليمانَ بنِ داوودَ عليه السلام ، وكانَ يَقضي بينَ النّاسِ كما كانَ يَقضي داوودُ ، ولَم يَغضَبْ إلّا للّه ِ عَزَّوجلَّ ، وكانَ اسمُهُ عُويديا ، وهُو الّذي ذَكرَهُ اللّه ُ تعالى جَلّت عظَمتُهُ في كِتابهِ حيثُ قالَ : «واذْكُرْ إسْماعيلَ واليَسَعَ وذا الكِفْلِ وكُلٌّ مِنَ الأخْيارِ»
ـ در پاسخ به عبدالعظيم حسنى كه پرسيد نام ذوالكفل چه بود و آيا از پيامبران مرسل بوده است يا نه؟ ـ فرمود : خداوند متعال يكصد و بيست و چهار هزار پيغمبر فرستاد كه سيصد و سيزده نفر آنان مرسل بودند و ذوالكفل يكى از آن مرسلين عليهم السلام مى باشد. او بعد از سليمان بن داوود عليه السلام مى زيست و در ميان مردم مانند داوود قضاوت مى كرد و جز براى خداوند عز و جل خشم نگرفت. نامش عويديا بود و او همان كسى است كه خداوند متعال در كتاب خود از وى نام برده است، آنجا كه مى فرمايد : «و ياد كن اسماعيل و يَسَع و ذوالكفل را كه همه از نيكانند».
ـ لمّا سُئل عن المَوتِ ـ : هُوالنَّومُ الّذي يأتيكُم كُلَّ ليلَةٍ إلّا أنّهُ طويلٌ مُدَّتُهُ لا يُنتَبَهُ مِنهُ إلّا يَومَ القيامَةِ ، فمَن رأى في نَومِهِ من أصنافِ الفَرَحِ ما لا يُقادِرُ قَدرَهُ ، ومِن أصنافِ الأهوالِ ما لا يُقادِرُ قَدرَهُ ، فكيفَ حالُ فَرِحٍ في النَّومِ ووَجِلٍ فيهِ ؟ هذا هُو المَوتُ ، فاستَعِدُّوا لَهُ .
ـ در پاسخ به سؤال از مرگ ـ فرمود: همان خوابى است كه هر شب به سراغ شما مى آيد، جز اينكه مدتش طولانى است و انسان از اين خواب بيدار نمى شود مگر در روز رستاخيز. پس ، مرده كسى است كه در خواب خود انواع شادى هاى بى شمار و انواع ترس و وحشت هايى كه قادر به شمارش آنها نيست مى بيند. حال [بنگر ]چگونه است حال آنكه در خواب شاد است و آنكه در آن دچار ترس و هراس است؟ اين است مرگ؛ پس خود را براى آن آماده سازيد.