إذا هلَكَ الخاطِبُ وزَاغَ صاحِبُ العَصرِ وبقِيَتْ قلوبٌ تَتَقلّبُ مِن مُخْصِبٍ ومُجْدِبٍ، هلَكَ المُتَمَنّونَ واضْمَحَلَّ المُضْمَحِلّونَ وَبقِيَ المؤمنونَ ، وقَليلٌ ما يكونونَ ، ثلاثُمائةٍ أو يَزيدونَ ، تُجاهِدُ معَهُم عِصابةٌ جاهَدَتْ مَعَ رسولِ اللّه ِ صلى الله عليه و آله يومَ بَدرٍ ، لَم تُقْتَلْ ولَم تَمُتْ .
آنگاه كه خاطب به هلاكت درمى افتد و امامِ عصر از ديدگان پنهان مى شود و دلهايى شاداب و دلهايى ديگر فسرده مى گردند، آرزومندان نابود مى شوند و از هم فرو مى پاشند و مؤمنان باقى مى مانند كه شمارشان اندك است، سيصد نفر يا بيشتر. در ركاب اين مؤمنان دسته اى [از فرشتگان ]مى جنگند كه روز بدر در كنار پيامبر خدا صلى الله عليه و آله جنگيدند كه نه كشته شدند و نه مردند. مقصود از كلمه «خاطب» مى تواند طالب خلافت باشد يا سخنورى كه به ناحق سخن مى گويد و يا «حاطب (با حاء بدون نقطه)» است كه در اين صورت به معناى گردآورنده هيزم است.