امام على عليه السلام

فنَظَرْتُ فإذا ليس لي رافِدٌ و لا ذابٌّ و لا مُساعِدٌ ، إلاّ أهلَ بيتي فضَنَنتُ بهم عنِ المَنِيّةِ ، فأغْضَيْتُ علَى القَذى ، و جَرَعْتُ رِيقي علَى الشَّجا .;

پس، نگريستم و ديدم كه نه مرا يارى است و نه مدافعى و نه مددكارى مگر خاندانم. از اين رو، دريغم آمد آنان را به كام مرگ سپارم . پس، چشمِ خاشاك خليده را بر هم نهادم و با استخوانى در گلو، آب دهانم را فرو بردم.;

منبع: . نهج البلاغة : الخطبة 217 .

احادیث بیشتر این بخش