قلتُ ; يا رسولَ اللّه ِ··· أ وَ لَيسَ قد قُلتَ لي يَومَ اُحُدٍ حيثُ استُشهِدَ مَنِ استُشهِدَ مِن المسلمينَ ، و حِيزَتْ عنِّي الشهادَةُ ، فَشَقَّ ذلكَ عَلَيَّ فقلتَ لي ; أبشِرْ فإنَّ الشهادَةَ مِن وَرائكَ ؟ فقالَ لي ; يا رسولَ اللّه ِ ، ليسَ هذا مِن مَواطِنِ الصَّبرِ ، و لكنْ مِن مَواطِنِ البُشرى و الشُّكرِ ! .;
عرض كردم ; اى رسول خدا ··· مگر در روز اُحد، كه تعدادى از مسلمانان شهيد شدند و من از شهادت محروم ماندم و اين امر بر من گران آمد ، به من نفرمودى ; مژده بادا تو را كه شهادت پيش روى توست؟ رسول خدا به من فرمود ; به راستى كه همين طور است . حال در آن صورت صبر تو چگونه خواهد بود؟ عرض كردم ; اى رسول خدا! اين جا ، جاى صبر نيست ، بلكه جاى شادى و شكر است !;