«مِدعَم» از خدمتكاران پيامبر صلي الله عليه و آله در يكى از جنگ ها، همراه وى بود. او، در آن جنگ، به تير دشمن شهيد گشت. مسلمانان، كنار پيكر او گرد آمده، مى گفتند
; كَلاّ، وَالذى نَفْسُ مُحَمَّدٍ بِيَدِهِ! اِنَّ شَمْلَتَه الآنَ لَتُحتَرَقُ عَلَيْهِ فِي النارِ، كانَ غَلّها مِنْ فيء المُسْلمينَ يَوْمَ خِيبَرٍ. ;
بهشت بر تو گوارا باد! ولى پيامبر صلي الله عليه و آله سخنى نمى فرمود و خشمناك به نظر مى رسيد. حاضران، علت خشم را نمى دانستند كه ناگهان پيامبر فرمود; نه هرگز؛ سوگند به خداوندى كه جان محمّد در دست اوست! روپوش او هم اكنون وى را در ميان آتش شعله ور خود مى سوزاند؛ چون، او، آن روپوش را از بيت المال مسلمانان (بدون رعايت مقررات) و از روى خيانت برداشته بود.;
منبع: سيره ى ابن هشام، ج 3، ص 354.