پيامبر خدا صلى الله عليه و آله

 أتانيَ البارِحَةَ رجُلانِ ، فاكتَنَفاني ، فانطَلَقا بِي ، حتّى أتَيا على رجُلٍ في يَدِهِ كُلاّبٌ يُدخِلُهُ في فيِّ رجُلٍ ، فيَشُقُّ شِدقَهُ ، حتّى يَبلُغَ لِحيَيهِ ، فيَعودُ فيأخُذُ فيهِ ، فقلتُ ; مَن هذا ؟ قالَ ; هُمُ الّذينَ يَسعَونَ بالنَّميمَةِ .;

 ديشب دو مرد نزد من آمدند و مرا بغل كردند و با خود بردند تا آنكه به مردى رسيدند كه در دستش چنگكى بود و آن را در دهان مردى مى كرد و دهانش را تا ته آرواره هايش مى شكافت و اين كار را مرتب انجام مى داد، پرسيدم ; اين كيست؟ [يكى از آنها ]گفت ; اينان كسانى هستند كه سخن چينى مى كنند.;

منبع: كنز العمّال : 8355.

احادیث بیشتر این بخش