يُؤتى بِعَبدٍ مُحسِنٍ في نَفسِهِ لايَرى أنَّ لَهُ ذَنبا ، فَيَقولُ لَه : هَل كُنتَ تُوالي أولِيائي ؟ قالَ : كُنتُ مِنَ النّاسِ سِلما . قالَ : فَهَل كُنتَ تُعادي أعدائي ؟ قالَ : يا رَبِّ ، لَم يَكُن بَيني و بَينَ أحَدٍ شَيءٌ . فَيَقولُ اللّه ُ عز و جل : لا يَنالُ رَحمَتي مَن لا يُوالي أولِيائي و يُعادي أعدائي .
بنده اى را كه خود را نيكوكار و بى گناه مى داند، [براى حسابرسى] مى آورند. آن گاه، خداوند به او مى فرمايد: «آيا با دوستانم دوستى مى كردى ؟». پاسخ مى دهد : كارى به كسى نداشتم . خداوند مى فرمايد : «آيا با دشمنانم ، دشمنى مى كردى ؟». پاسخ مى دهد : ميان من و كسى هيچ دشمنى اى نبود . پس خداوند عز و جل مى فرمايد : «كسى كه با دوستانم دوستى و با دشمنانم دشمنى نكند ، به رحمتم دست نمى يابد» .