پيامبر خدا صلي الله عليه و آله :

أمَّا ابنَتي فاطِمَةُ ... مَتى قامَت في مِحرابِها بَينَ يَدَي رَبِّها جَلَّ جَلالُهُ ، ظَهَرَ نورُها لِمَلائِكَةِ السَّماءِ كَما يَظهَرُ نورُ الكَواكِبِ لِأَهلِ الأَرضِ، ويَقولُ اللّه ُ عَزَّوجَلَّ لِمَلائِكَتِهِ : يا مَلائِكَتِي ، اُنظُروا إلى أمَتي فاطِمَةَ سَيِّدَةِ إمائي قائِمَةً بَينَ يَدَيَّ تَرتَعِدُ فَرائِصُها مِن خيفَتي ، وقَد أقبَلَت بِقَلبِها عَلى عِبادَتي

اما دخترم فاطمه... در محرابش در برابر خداوند جليل خود مى ايستاد، در حالى كه نور او براى فرشتگان آسمان، چنان پيدا بود كه درخشش اختران براى زمينيان و خداوند، به فرشتگانش مى فرمود: اى فرشتگان من! به كنيز من، فاطمه، سرور كنيزان من، بنگريد كه چگونه در برابر من گوشت تنش از بيم من، به لرزه افتاده و از صميم دل، به عبادت من روى آورده است.

منبع: أمالي الصدوق : 100 / 2 ، الفضائل لشاذان بن جبرئيل : 8 كلاهما عن ابن عبّاس .

احادیث بیشتر این بخش