بدترین گناه
ترک گناه
امام باقر عليه السّلام إنَّ اللَّهَ عَزَّوَجَلَّ جَعَلَ لِلشَّرِ أقْفَالًا وَ جَعَلَ مَفْاتِیحَ تِلْک الأقْفَالِ الشَّرَابَ وَ الْکذْبُ شَرٌّ مِنَ الشَّرَابِ خداوند تبارک و تعالی برای گناهان قفل هایی قرار داده و کلید آنها شراب است و دروغ از شراب هم بدتر است. [1] پی نوشت [1] سفينة البحار، مادّه «كذب». شرح در اسلام گناهانی که ممنوع شده بر دو گونه است، بعضی یک گناه و بعضی به اصطلاح امروز جنبه کلیدی دارد و باعث ارتکاب انواع گناهان است. هر دو قسم گناه خطرناک، ولی گناهان کلیدی خطرشان بیشتر است. در این حدیث به دو گناه کلیدی اشاره شده است. 1- شراب خواری دلیل این که شراب خواری از گناهان کلیدی است در حدیث بیان شده است؛ امام علیه السلام می فرماید: خداوند برای آلودگی ها و گناهان قفل هایی قرار داده که مانع از آلودگی انسان به آنها می شود و کلید این قفل ها شراب است. این قفل همان عقل، دانش و خرد انسان است که قفلی در برابر گناهان است. انسان اگر بیندیشد تمام آنچه که در اسلام حرام شده، قابل استدلال عقلی است، مانند غیبت، فحشا، اعانه بر اثم، ظلم، دروغ و.. ..، بنابراین اگر عقل و اندیشه به کار افتد، انسان آثار دنیوی و اخروی گناه را حساب کرده و آلوده گناهان نمی شود، ولی اگر به واسطه شراب، کلید عقل از کار بیفتد، چیزی نمی فهمد و مانند یک حیوان درنده است و هر گناهی را انجام می دهد. بسیاری از جنایات و برخورد وسایل نقلیه، دعواها، چاقوکشی ها و اختلافات خانوادگی در حال مستی انجام می شود، در بسیاری از مواقع وقتی کسی را می خواهند به فحشا کشانده و تجاوز ناموسی کنند، ابتدا او را مست می کنند. به همین جهت اسلام دستور می دهد که قفل عقل را با کلید شراب باز نکن. البتّه این عواقب غیر از بیماری های جسمی است که شرابخوار و نسل آینده او را تهدید می کند. 2- دروغ یکی از قفل ها که جلوی بسیاری از مفاسد را گرفته و بزرگترین سرمایه به شمار می رود، اعتماد مردم به یکدیگر است، و از چیزهایی که اعتماد را ویران می کند، دروغ است. در جوامع امروزی به ظاهر همه دور هم هستند، ولی هیچ کس به دیگری اعتماد ندارد، چون به یکدیگر دروغ می گویند. دروغ انواعی دارد، گاهی مردم به هم دروغ می گویند و گاهی به خدا و گاهی به خود، به عنوان مثال روزانه در نمازهای خود ده بار «إِیاک نَعْبُدُ و إِیاک نَسْتَعِینُ» می گوید، ولی در کنار خداپرستی چیزهای دیگری مانند مقام، شهوت، مال و.. . را می پرستد، و یا در تشهّد «وَحْدَهُ لَاشَرِیک لَهْ» می گوید، ولی در عمل شریک های متعدّدی مثل هوای نفس و ثروت نامشروع دنیا را برای خدا شریک قرار می دهد، و یا «اسْتَغْفُرِاللَّهَ» می گوید و از گناه خود ابراز پشیمانی می کند، ولی بازمرتکب آن می شود. گاهی انسان به خودش دروغ می گوید؛ به عنوان مثال تنبل است و حوصله انجام کار را ندارد ولی می گوید تقوا اجازه نمی دهد و یا تکبّر دارد ولی نام خویشتن داری بر آن می نهد، در واقع به خودش دروغ می گوید و خود را فریب می دهد.