آشنایی
عده ای در بیابان نشسته بودند و غذا میخوردند. ملانصرالدین که از آنجامیگذشت، بدون تعارف کنارشان نشست و شروع کرد به خوردن. یکی پرسید: جنابعالی با کی آشنایید؟ نصرالدین غذا را نشان داد و گفت: با ایشان!
عده ای در بیابان نشسته بودند و غذا میخوردند. ملانصرالدین که از آنجامیگذشت، بدون تعارف کنارشان نشست و شروع کرد به خوردن. یکی پرسید: جنابعالی با کی آشنایید؟ نصرالدین غذا را نشان داد و گفت: با ایشان!