گریه ی کودک
مردی کودکی را دید که می گریست و هر چند مادرش او را نوازش می کرد، خاموش نمیشد. گفت: خاموش شو تا مادرت را به کار گیرم! مادر گفت: این طفل تا آنچه گویی نبیند به راست نشمارد و باور نکند.
مردی کودکی را دید که می گریست و هر چند مادرش او را نوازش می کرد، خاموش نمیشد. گفت: خاموش شو تا مادرت را به کار گیرم! مادر گفت: این طفل تا آنچه گویی نبیند به راست نشمارد و باور نکند.