از همدلی تا همراهی ...

درست وقتی همه سر سفره بودند غیبش میزد ظرف غذاش رو بر می داشت و از خونه میزد بیرون می رفت و با بچه های همسایه غذاش رو می خورد آخه اونا اوضاع مالی شون مناسب نبود ...