من ماجرای هم بازی بچگیم رو که بهتون گفتم به باباش اومده خودشو نزدیک کنه بعد به باباش گفته بود بعد باباش هی اومد دنبالم نگاش نکردم حتی تا در خونه اومد م نگام کرد باز نگاش نکردم ولی با مامانم حال احوال کرد باباش ولی باباش دست از سرم ور نداشت
من ماجرای هم بازی بچگیم رو که بهتون گفتم به باباش اومده خودشو نزدیک کنه بعد به باباش گفته بود بعد باباش هی اومد دنبالم نگاش نکردم حتی تا در خونه اومد م نگام کرد باز نگاش نکردم ولی با مامانم حال احوال کرد باباش ولی باباش دست از سرم ور نداشت
با روشن کردن اعلان، ماموریت و پیشنهادهای مفید را از دست نده.